قال ابن عباس رضى اللّه عنهما « التّحسّس فى الخير و التّحسّس فى الشرّ » و تحسّس عبارت است از طلب احساس شىء مرّة بعد اخرى ، و مراد از احساس ادراكست
« وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ »
.
بعضى گويند مراد از روح رحمت است بمعنى
« لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ »
.
و گروهى برآنند كه مراد گشايش است و فرح .
و طايفهء مىگويند كه استراحت است
« إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ »
.
دليل آنست كه نوميدى از روح و رحمت خداوندى جلّ و علا وقتى باشد كه اعتقاد چنان كند كه اللّه عالم جلّ ذكره قادر بر كمال نيست ، و يا عالم بجميع معلومات نيست و يا متّصف نيست به صفت كرم و غيره و هر كدام از اينها موجب كفر است « عياذا باللّه منها » .
پس معلوم شد كه از رحمت خداوندى جلّ و علا نوميد نشوند مگر كافران كه حقّ تعالى را بصفات نشناختهاند و از صفات نقصان منزّه ندانستهاند .
عبد اللّه ابن مسعود رضى اللّه تعالى عنه گفت كه اكبر كبائر سه چيز است .
اول - نوميدى از رحمت خداى متعال بودنست و اين آيه برخواند كه
« لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ »
.
دويم - قنوط از رحمت حقّ و اين آيه برخواند
« وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ »
.
سيّم - ايمنى است از مكر خداى تعالى جلّ شأنه و اين آيه برخواند
« فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ »
.
القصه - بزرگان فن تواريخ و مستحضران ارباب احاديث و تفاسير در كتب خود چنين تحرير فرمودهاند : كه چون اولاد يعقوب واقعات گذشته تقرير نمودند ، چنانچه سمت تحرير پذيرفت اسرائيل اللّه فرمود كه از اين واقعه رايحهء طيبه بمشام