تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣

اما اللّطائف و الاشارات و النّكات المستنبطة من هذه الآيات

« 1 » قوله تعالى
« وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ »
. لطيفه - حقّ تعالى ريّان بن وليد را با وجود كفر ، سه جا در كلام مجيد ملك مىخواند . «
قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى
-
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي »
و ملك ناميست از نامهاى حضرت خداوندى جلّ جلاله « الملك - القدّوس » . اى درويش ريّان از بركت اين دولت و توسل به اين سعادت كه در قرآن سه موضع او را بنام خواند ، هر چند كه بمجاز بود بشرف اسلام مشرّف گشت ، كذلك مر بندهء مؤمن را به هشتاد و نه جاى در قرآن بنام خود خواند كه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا »
و اين نام به حقيقت بود كه
« وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها »
اگر بندهء مؤمن به بركت اين سعادت عظمى بر ايمان و عرفان ثابت بماند چه عجب . لطيفهء انور : ديگر ملك ريّان دربارهء يوسف تقصير كرده بود كه مدت دوازده سال در زندان بىگناه محبوس بود و ملك از حال او غافل ، خواست كه تا تدارك احوال آن كند با وى چهار گونه لطف پيش برد . اول - آنكه او را بلطف نزد خود خواند و گفت « ائتونى به » او را نزد من آريد و نگفت بدرگاه من آريد يا بديوان من بريد . دوم - آن بود كه گفت
« أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي »
او را خلاص از براى خود گردانم و به ديگرى نگذارم .
هامش
( 1 ) - و الموعظة المستندة فى هذا لآيات .