جمال چنان واله و حيران گشتند كه تيغ جهالت
« لا عِلْمَ لَنا »
بر دست عصمت مىراندند و خبر نداشتند و چنان كه زليخا مىگفت
« فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ »
حضرت جلال احديّت جلّ جلاله مىفرمود
« أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ »
.
للشيخ نظامى قدّس اللّه روحه
اول كاين عشقپرستى نبود * در عدم آوازهء هستى نبود
مقبلى از كتم عدم ساز كرد * سوى وجود آمد و در باز كرد
او به خلافت علم آراسته * چون علم افتاده و برخاسته
علّم آدم صفت پاك اوست * خمّر طينت شرف خاك اوست
طفل چهل روزه و كژمژ زبان * پير چهلساله بر او درس خوان
زو شده مرغان چمن خوشه چين * زان همه راه آمده سر بر زمين
تحقيق دويم - آنست كه چون حقّ تعالى امّت محمد را در ميان امم به خيريّت ستود و بر ساير امم تفضيل فرمود كه
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ »
و رقم محبّت بر عنوان منشور معاملت ايشان بر كشيد كه
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
فرشتگان را از اين معنى تعجّب آمده ، كه طايفهء كه عمرشان به تباهى گذشته ، و نامهء اعمالشان به گناه سياه گشته ، چه قابليّت آنكه بر وسادهء محبّت مستند باشند و بر بساط خيريّت منبسط گردند ، حضرت خداوندى جل ذكره در ايّام شريفه چون جمعه و عيد و شبهاى قدر و برات ، بندگان خود را در مساجد و معابد مجتمع گرداند ، و ابواب طاعات و عبادات بر وجوه آمال ايشان بگشايد و به حليت اعمال پسنديده و زينت افعال مرضيه محلّى و مزيّن گرداند و آنگاه فرشتگان را به زيارت ايشان فرستد كه
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ »
ملائكه نظر كنند مسجدها بينند آراسته و معبدها بنور طاعت و عبادت پيراسته ، و بندگان مطيع به تسبيح و نماز و نياز و مناجات و رفع حاجات