چون در هر چهار ديوار خانه اين چهار آيه مرقوم رقم قدرت ديد سر به پيش افكنده در زمين نگاه كرد ، بر فراش خانه نوشتهء ديد
« إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى »
در سقف خانه نگاه كرد صورت يعقوب را ديد كه به انگشت سبحه او را اشاره بفرار مىنمود لا جرم گريزان روى بجانب در نهاد .
قول دهم آنكه سعيد جبير گفت كه در آن وقت يعقوب بمعنى آنجا حاضر آمده بود و هر دو دست مبارك به سينهء يوسف نهاد ، شهوت وى از سر انگشتان وى بيرون رفت و سعيد مىگويد : بدين سبب بود كه هر يك از فرزندان يعقوب را دوازده فرزند بود و يوسف را يازده بود بسبب آنكه آن روز شهوت وى نقصان يافت .
و روايتى آنست كه جبرئيل پر خود بر پشت يوسف زد تا شهوت وى از سر انگشتان وى بيرون رفت .
قول يازدهم - فارابى گفت كه حق تعالى حجاب از پيش بصيرت يوسف برداشت تا وزر و و بال زناكاران مشاهده فرمود و عقوبت ايشان ديد .
بروايتى آوردهاند كه پيرى بر وى ظاهر شد و گفت : در دست خود نگاه كن نظر كرد اژدهائى ديد سياه با هيبت ، دهان خود گشاده گفت : اى يوسف هر كه اينجا به اين عمل ناپسنديده اشتغال نمايد اين اژدها در دوزخ قرين وى خواهد بود لا جرم از آن امر استغفار نموده روى بگريز آورد .
قول دوازدهم - نيز قول امام فارابى است و بروايتى ديگر « 1 » برهان نام فرشتهايست كه بنده را از معاصى بازميدارد و چون يوسف اين برهان را بديد به موعظه و نصيحتش از آن فعل ناپسنديده منع فرمود .
قول سيزدهم امير المؤمنين على عليه السلام چنين فرمود : كه در آن ساعت حورى از حوريان بهشت خود را بر يوسف جلوه داد و در جمال آن حور چنان خيره بماند كه از زليخا فراموش كرد يوسف از آن حور سؤال فرمود كه تو از آن كيستى ،
هامش
( 1 ) - ح : كه برهان .