« فان بنى يعقوب جاءوا اباهم * عشاء « 1 » و هم يبكون زورا و محرقة « 2 » »
و گفتهاند كه گريهء ايشان به حقيقت بود نه بمجاز به سه معنى ، يكى آنكه پيرى يعقوب و بلاى صعب او ديدند و اندوه و حزن وى در درجهء اعلا مشاهده كردند .
دانستند كه او را در غم و بلاى صعب افكندند . دويم كودكى و بىگناهى يوسف ياد آوردند . سيّم بر كرده خود پشيمان شدند و اصلاح كار نمىتوانستند نمود از ابن جهة محزون و مجروح گشته مىگريستند .
هامش
( 1 ) - عشاءهم .
( 2 ) - د : زورا و مخرقة .