تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
قول ديگر
« آياتٌ لِلسَّائِلِينَ »
دليلست بر شرف سؤال ، يعنى با هر كه نشينى سايل باش تا درجهء سايلان دريابى و ليكن در سؤال ادب نگاهدار ، اگر با عالمان نشينى سؤال به زبان كن ، و اگر با حكما نشينى سؤال برمز كن ، و اگر با محبّان نشينى سؤال بدل كن ، و اگر با عارفان نشينى سؤال بسرّ كن .
« إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا »
چون گفتند برادران يوسف هرآينه يوسف و برادر وى بنيامين دوست‌تر است نزد پدر ما از ما
« وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ »
و حال آنكه جماعتى ده تن از اقويائيم و به محبّت سزاوارتريم ، از اين دو كودك ضعيف به نيت بىكفايت - ،
« إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
به درستى و راستى خطائيست بزرگ كه پدر و مادر ما محبّت اين دو فرزند آشكارا بگزيدند ، و خطائيست گزيدن دو تن ضعيف را بر ده تن قوى قوله تعالى
« إِذْ قالُوا »
ظرفيست متعلق بفعل مقدر تقدير چنان شود كه « اذكر يا محمد » ياد كن اى محمد آن‌وقت را كه گفتند
« لَيُوسُفُ »
اين لام اگر چه لام تأكيد است و مناسب آنست كه بر صفت درآيد نه بر اسم تا چنين مؤدّى گردد كه
« لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا »
اما در آمدن لام اينجا در نظم احسن و اليق بود ، لاجرم چنين مذكور شد ، و مىشايد كه لام قسم باشد بمعنى « و اللّه ليوسف و اخوه » نظير و
« لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ »
قوله تعالى
« وَ أَخُوهُ »
مراد بنيامين است و همه اگر چه برادران يوسف بودند اما يوسف و بنيامين از يك مادر بودند لا جرم به اخوّت يوسف مخصوص گشت . كشف « 1 » - ويامين بلغت ايشان خونين « 2 » را گويند ، و چون مادر وى در نفاس فوت شد بدان سبب موسوم به بنيامين و ابن يامين گشت . قوله تعالى
« وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ »
بدانكه عصبة گروهى را گويند كه از ده كمتر نباشند و اگر زياده باشد تا به چهل همه را عصبة گويند ، و تعصب و قوت نمودن
هامش
( 1 ) - د : بدون كشف . ( 2 ) - ح : و ابن يامين در لغت خون را گويند .