از شهود نعمت باز دارد ، تا نازش وى به منعم باشد ، نه بنعمت ، و استغراق به مشاهدهء منعم از ملاحظه نعمتش به تمام فانى گرداند .
شيخ يحيى بن معاذ رازى « 1 » گفت : تمامى نعمت دربارهء يوسف آن بود كه دست انعامش بر برادران گشاده گردانيد و همه را پيش سراپردهء دولت وى بتواضع و تذلل حاضر آورد ، تا همه به خطا كارى خويش پيش وى اعتراف نمودند .
« وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ »
و بعضى ديگر گفتهاند ، كه تمامى نعمت دربارهء وى آن بود كه از ارتكاب امرى ناپسنديده كه مناسب اصول او و آباء گرام او نبود مر او را نگاه داشتند تا بامر شنيعى مبتلا نگشت ، و الحمد للّه ربّ العالمين .
هامش
( 1 ) - د : معاذرانى .