تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
گوسفند نر سياه و سفيد و او بر هيچ چيز نگذرد الا كه بميرد و حياة را بر صورة ماديان ابلق و او بر هيچ چيز مرور نكند الا كه زنده شود حاصل كه حق تعالى ايجاد موت و حياة كرد
لِيَبْلُوَكُمْ
تا بيازمايد شما را كه در دار تكليف
أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
كدام از شما نيكوتريد از روى كردار خلاصهء معنى آنست كه حق تعالى حياة را بشما عطا فرمود تا به آن قادر شويد بر كسب عمل صالح و موترا بر شما مسلط ساخت تا داعى شما شود به اختيار عمل حسن از قبيح چه در وراى آن بعث و جزاست
وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ
و اوست غالب در انتقام كشيدن از عاصيان پس هيچ كس او را عاجز نتواند ساخت و آمرزنده مر كسى را كه توبه كند .
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
آنخدائى كه بيافريد هفت آسمانرا مطابق يكديگر به بالاى ديگرى از كعب الاحبار روايتست كه طبقهء اول يعنى آسمان دنيا موجيست محكم شده دوم مر مريست سفيد سيم آهن است چهارم رويست پنجم نقره است ششم زر است هفتم ياقوت سرخ و از آسمان هفتم تا عرش هفت حجابست ميان هر حجابى صحراها و بيابانهاست از نور كه نهاية آن را خداى داند و نام فرشته كه موكلست بر آن حجاب قيطاطروس است و بعد از خلق سماوات بيان استحكام آنها مىكند بقوله
ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ
نمىبينى تو اى بيننده در آفريدن خدا مر آسمانرا هيچ اختلافى و خللى و عدم تناسبى بلكه همهء آنها مستقيم و راست‌اند و مساوى بر وفق حكمت و مصلحت و ذكر رحمن در موضع ضمير تنبيه است بر آنكه ايجاد جميع اشيا فرموده برحمة و تفضل خود يعنى اى بيننده تو آسمانرا ديدهء و بسيار به آن نظر كردهء و هيچ نقصى و خللى از آن نيافتهء
فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
پس ديگر باره بگردان چشم خود را بجانب آن تا در آن آيا مىبينى بمعاينه هيچ شكافى و خللى و اگر شبهه دارى در خلق سماوات پس نيك نظر كن در آن و بمعاينه به‌بين .
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ
پس باز گردان ديده را و برجعة اول اكتفا مكن بلكه ديگر باره بازگردان چشم را باز گردانيدنى يعنى اگر معلوم نكردى آن را متعاقب يكديگر نگريستن كن و چون نظر خود را تكرار سازى در نظر كردن به آن
يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ
باز گردد بسوى تو چشم تو در حالتى كه دور باشد از يافتن آنچه مطلوب تست از ديدن عيب و خلل در آن و او مانده باشد از ديدن بسبب طول معاودت مراد آنست كه هر چند نگاه خواهد كرد هيچ عيبى و نقصى در آن نخواهد يافت .
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ
و بدرستى كه ما بياراستيم بزينت تمام آسمان نزديكتر