تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
كه غالب مطلق است در ملك خود و هرگز مغلوب نگردد
الْوَهَّابِ
بسيار بخشنده است كه هر چه ببخشد به مستحق آن بخشد و بر حسب مصالح عطا فرمايد يعنى مفاتيح نبوت و رسالت بدست كافران و به تصرف ايشان نيست تا به بعضى از صناديد دهند بلكه نعمتى است و عطيه از جانب حضرت عزة كه هر كه مستحق آن باشد و مقتضى مصلحة او باشد ارزانى فرمايد .
أَمْ لَهُمْ
يا مر ايشانراست
مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
پادشاهى آسمانها و زمينها
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه ميان ايشانست تا تصرف نمايند در امور ربانيت و تدابير الهيت كه مختص است به حضرت حق تعالى و چون ايشان را دخلى نيست در اين عالم جسمانى كه در نهايت حقارتست نسبت بخزاين او سبحانه پس چگونه توانند كه دخل نمايند در آن و منصب نبوت را بهر كه خواهند دهند و اگر چنانچه صلاحيت آن دارند كه بتدبير خلايق مشغول شوند و تصرف در تقسيم خزاين رحمت الهى نمايند و مستحق نبوت از غير آن اختيار كنند
فَلْيَرْتَقُوا
پس بايد كه بالا روند
فِي الْأَسْبابِ
در نردبانها كه بسبب آن بعرش برسند و بر آن قرار گيرند و در تدبيرات نظام عالم و امور بنى آدم اشتغال نمايند و بهر كه صواب باشد وحى فرستند و منصب رسالت دهند و چونكه بر اين قادر نباشند و حال آنكه .
جُنْدٌ ما
لشگرى يعنى لشگرى در نهايت پستى و زبونى
هُنالِكَ
از آنجا يعنى در موضع بدر كه موضع هلاك ايشانست
مَهْزُومٌ
شكسته شده‌اند و مغلوب گشته و ايشان
مِنَ الْأَحْزابِ
از قبيل آن گروههااند كه با رسول خدا جنگ ميكردند زود باشد كه در روز جنگ بدر يا خندق لشگر كشى كنند و با او در مقام مقاتله درآيند و مهزوم و مغلوب شوند و تو بر ايشان مظفر و منصور شوى و چون بجهة تكذيب ايشان غبار ملال بر خاطر عاطر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىنشست از اينجهة حق تعالى تسلى او نموده كه اى محمد اين تكذيب مخصوص به تو نيست بلكه .
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ
تكذيب كردند پيش از مشركان مكه
قَوْمُ نُوحٍ
گروه نوح نوح را
وَ عادٌ
و قوم عاد هود را
وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ
و فرعون كه خداوند ميخها بود موسى را و مراد از اوتاد ملك و عز اوست و آن را تشبيه كرده بخيمه كه طنابها بدان ميخها مستحكم ساخته باشند و سدى و ربيع و مقاتل و كلبى برآنند كه مراد چهار ميخ است كه مؤمنان را بدان معذب ميساخت به اين وجه كه دو ميخ را بر دستها زدى و دو بر پا و سر ايشان را بر زمين انداختى و رها كردى به اين وجه تا به مردى و يا مراد بسيارى خيمهاى لشگريان اوست كه مستلزم كثرت لشگريان و توابع اوست و بهر تقدير فرعون تكذيب نمود موسى را .
وَ ثَمُودُ
و جماعت ثمود صالح را بعد