زقوم كه مانند درختيست در ولايت تهامه كه برگهاى خرد دارد و ميوهء آن در غاية نتن و نهايت مرارت نزل اهل دوزخ است و شبههء نيست در آنكه مرارت و عفونت آن درخت بمراتب زياده از اين درخت است كه در تهامه است و ايشان را ماوراى آن عذاب خواهد بود كه بخاطر هيچكس خطور نكرده باشد و به گوش هيچ شنونده نرسيد آوردهاند كه كفار چون شنيدند كه درخت زقوم در دوزخ روئيده شده است با يكدگر گفتند اين چگونه بود و حال آنكه آهن را آتش ميگدازد پس چگونه درخت را نگدازد محمد در اين قول كاذبست و آنچه ميگويد از نزد خود ميگويد حق تعالى فرمود كه .
إِنَّا جَعَلْناها
بدرستيكه ما گردانيديم درخت زقوم را
فِتْنَةً
ابتلا و امتحان در دنيا
لِلظَّالِمِينَ
براى ستم كاران تا انكار ايشان در اينمعنى موجب اشتداد عذاب و ازدياد عقاب باشد و نميدانند كه آنكس كه قادر است بر خلق حيوانات آتشى چون سمندر كه در ميان آتش تخم مىنهد و ميخسبد و بچه ميآورد و تربيت ميدهد تواناست از آفريدن درختى كه از جنس آتش باشد يا از جوهرى ديگر كه آتش آن را فانى نسازد همچنانكه سلاسل و اغلال و حيات و عقارب و ضريع را فانى نميسازد و در تفسير طبرى آورده كه ابن الزبعرى صناديد قريش را گفت كه محمد ميترساند ما را بزقوم و اين بلغت بربر و افريقيه يا اهل يمن مسكه و خرما را گويند أبو جهل برخاست و اكابر عرب را به منزل خود آورد و كنيز خود را گفت زبده و خرما آورد أبو جهل گفت اين را بخوريد كه زقوميست كه محمد ما را بدان ميترساند حق تعالى اين آيه فرستاد كه زقوم آن نيست كه شما گمان ميبريد .
إِنَّها
بدرستى كه درخت زقوم
شَجَرَةٌ تَخْرُجُ
درختيست كه بيرون آمده
فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ
در بيخ دوزخ يعنى دميده شده است در قعر دوزخ و شاخهاى آن بجميع دركها رسيده .
طَلْعُها
ميوه آن درخت يا خوشهء آن
كَأَنَّهُ
گوييا آن
رُؤُسُ الشَّياطِينِ
سرهاى ديوانست در قبح منظر و نهاية كراهة و چون در قوة مخيله آدمى مركوز شده كه ديو به جهت آنكه شر محض است زشت صورت و كريه منظر است از اينجهت هر صورتى كه بسيار كريه است بر وى تشبيه ميكنند و در بعضى تفاسير آورده كه در حوالى مكه سنگهاى سياه بودند در نهايت خشونت و تيرگى و آن را رءوس شياطين ميگفتند حق تعالى درخت زقوم را به آن تشبيه كرده و بر هر تقدير ميفرمايد كه .
فَإِنَّهُمْ
پس بدرستى كه دوزخيان
لَآكِلُونَ مِنْها
ميخورند از آندرخت يا از آن ميوه