تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
كند با او ميدانستيم كه او بر غير راه راستست و مصداق اينست روايت ماثورهء از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه يا على ما يحبك الا مؤمن تقى و ما يبغضك الا منافق شقى يعنى ايعلى دوست ندارد ترا مگر مؤمن پرهيزكار و دشمنى نكند با تو مگر منافق بدبخت تبه روزگار و از انس روايتست كه در بعضى از غزوات نه كس از منافقان شبى در خواب رفتند بامداد كه برخواستند بر پيشانى هر يك نوشته بود كه هذا منافق و به اين سيما و علامت ايشانرا بشناختند و در كشاف از انس روايتست كه بعد از نزول اين آيه هيچ منافقى نبود مگر كه پيغمبر او را بسيما بشناختى
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ
و خداى ميداند
أَعْمالَكُمْ
كردارهاى ظاهر و باطن شما را و همه را فراخور خود جزا دهد . و ليبلونّكم و هر آينه آزمايد يعنى معاملهء آزمايندگان مىكند با شما در امر جهاد و ساير تكاليف شاقه حتّى يعلم المجاهدين منكم تا بداند جهادكنندگان از شما را
وَ الصَّابِرِينَ
و صبركنندگان را بر مشقت جهاد يعنى تا متميز سازد مجاهدان و صابران را از غير ايشان و يا آنكه علم او تعلق گيرد بجهاد و صبر شما كه از قوه بفعل آمده باشد زيرا كه غرض فعل جهاد است و صبر كردن بر آن تا بر وفق آن ثواب دهد يا ظاهر سازد بر خلقان كه مجاهدان و صبركنندگان يكسانند و يبلو اخباركم و يا بيازمايد خبرهاى شما را يعنى تا معاملهء آزمايندگان كند با شما در چيزهائى كه به آن خبر ميدهد و از آنحكايت مىكند از اعمال حسنه و افعال قبيحه يعنى تا صدق و كذب آن بر شما آشكارا شود و حفص در اين سه فعل بنون ميخواند يعنى ما ميآزماييم ايشان را تا بدانيم كه مجاهدان و صابران را و بيازمائيم خبرهاى ايشانرا فضيل بن عياض چون اين آيه خواندى بگريستى گفت خداوندا مرا مبتلا مكن كه اگر مرا بابتلا مبتلا گردانى پرده ما دريده شود و رسوا گرديم و به چنگال عذاب و نكال تو گرفتار شويم .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
بدرستيكه آنان كه نگرويدند
وَ صَدُّوا
و بازداشتند قوم خود را بقهر و اغوا
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
از راه خداى كه دين اسلام است
وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ
و مخالفت كردند و معانده نمودند با رسول خدا
مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ
از پس آنكه روشن و ظاهر شده بود مر ايشان را
الْهُدى
راه راست يعنى طريق اسلام كه در تورية خوانده بودند و از معجزات بينه آن را دانسته مراد بنى نظير و بنى قريظه‌اند يا رؤساى قريش
لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ
هرگز ضرر نتوانند رسانيد خداى را
شَيْئاً
چيزى يعنى كفر و صدايشان ضررى به خدا نخواهد رسانيد بلكه شر ايشان بايشان راجع خواهد شد
وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ
و زود باشد باطل گرداند خداى كردارهاى ايشان را يعنى ايشان را بر عبادت مثاب نگرداند بجهة ترك ايمان و يا كيدهاى ايشان را در باب مخالفت رفع گرداند و بمقاصد و اغراض خودشان رساند بلكه فايده