ايمان را تعليم ايشان داده و حق تعالى در شان ايشان قل اوحى نازل گردانيد و در جميع اوقات نزد پيغمبر تردد ميكردند و احكام از او اخذ مينمودند و آيه دلالت صحيح دارد بر آنكه آنحضرت همچنانكه بر انس مبعوث بود بر جن نيز مبعوث بود و هيچ پيغمبرى را بر جن و انس مبعوث نساختند مگر خاتم الانبيا را پس جن با انس در صفت تكليف مشترك باشند و حكم ايشان چون حكم ماست در صواب و عقاب چه تكليف بر هر دو يكسانست و بعد از تكليف جنيان و ذكر اطاعت ايشان تنبيه ميفرمايد بر قدرت خود بر بعث بقوله .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
آيا نديدند يعنى ندانستند منكران حشر و نشر
أَنَّ اللَّهَ الَّذِي
آنكه خداى بقدرت كامله غالب خود
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
بيافريد آسمانها و زمينها را
وَ لَمْ يَعْيَ
و مانده نشده و در رنج نيفتاد
بِخَلْقِهِنَّ
بآفريدن آنها
بِقادِرٍ
تواناست
عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
بر آنكه زنده گرداند مردگان را چه نقص و عجز بقدرت كامله او راه ندارد خلاصهء معنى آنست كه آيا خداى كه قدرت دارد و قدرت او به اين مرتبه باشد كه جميع سماوات و ارضين را ايجاد نمايد قادر نباشد باحياى موتى
بَلى
آرى قادر خواهد بود بر آنچه نسبت بايجاد علويات و سفليات اهون و اسهل است پس چگونه بر آن قدرت نداشته باشد .
إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
بدرستى كه او سبحانه بر همه چيزهاى ممكنه
قَدِيرٌ
تواناست پس در وعيد منكران حشر و غير آن مىفرمايد كه .
وَ يَوْمَ يُعْرَضُ
و ياد كن روزى كه حشر كرده شوند
الَّذِينَ كَفَرُوا
آنان كه نگرويدهاند بحشر و نشر و غير آن
عَلَى النَّارِ
بر آتش دوزخ پس ملائكه عذاب ايشان را گويند كه
أَ لَيْسَ هذا
آيا نيست اين عذاب
بِالْحَقِّ
درست و راست
قالُوا بَلى
و گويند آرى حق است
وَ رَبِّنا
و به حق پروردگار ما
قالَ
گويد خداى يا مالك دوزخ بايشان
فَذُوقُوا الْعَذابَ
پس بچشيد آن عذاب را
بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
بسبب آنچه بوديد كه نميگرويديد به آن و سخن پيغمبران را باور نداشتيد در اين باب و چون كفار به جهت عناد و اصرار آنچه پيغمبر ميگفت در باب معاد و غير آن انكار ميكردند و به جهت اين غبار بسيار بر خاطر مبارك سيد مختار مىنشست و بسبب ايذا و آزار ايشان مضطرب ميگشت از اينجهت حضرت آفريدگار حبيب برگزيده خود را به ثبات قدم امر ميفرمايد كه .
فَاصْبِرْ
پس صبر كن اى محمد بر جفاى كفار
كَما صَبَرَ
چنان كه صبر كردند
أُولُوا الْعَزْمِ
خداوندان جد و ثبات و صبر
مِنَ الرُّسُلِ
از پيغمبران چه جميع پيغمبران عازم بودند بر اداى رسالت و تحمل اعباى ابلاغ