موت
فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
پس هيچ ترسى نيست بر مومنان از رسيدن مكروهى از دشمنان بر ايشان
وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
و نيستند كه ايشان اندوهگين شوند از فوت چيزى كه مرغوب ايشان باشد .
أُولئِكَ
آنگروه مستقيم
أَصْحابُ الْجَنَّةِ
ياران بهشتاند و ملازمان آن
خالِدِينَ فِيها
در حالتى كه جاويد ماندگان باشند در آن و پاداش داده شوند
جَزاءً
پاداش دادنى
بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
به آنچه بودند كه عمل ميكردند از اكتساب فضايل علميه و عمليه .
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ
و وصيت كرديم يعنى فرموديم جنس آدمى را
بِوالِدَيْهِ إِحْساناً
به پدر و مادر خود نيكوئى كردن
حَمَلَتْهُ أُمُّهُ
برداشته است مادر ويرا در شكم خود
كُرْهاً
در حالتى كه كاره حمل او بود در مشقت و سختى
وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً
و نهاد يعنى توليد او نمود در حالت رنج و محنت
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ
و مدت حمل او تا زمان شير باز گرفتن
ثَلاثُونَ شَهْراً
سى ماه است و چون رضاع دو سالست كما قال و الوالدات يرضعن اولادهن حولين كاملين لمن اراد ان يتم الرضاعة و لهذا امير المؤمنين عليه السلام بجمع بين الايتين تمسك كرد به اين كه اقل مدت حمل شش ماه است و اين معمول فقهاست و نزد اماميه ارضاع تا بيست و يك ماه واجب است و كمتر از آن حرام و تا بيست و چهار ماه سنت و زياده بر آن مباح لكن اجرة زايد بر دو سال بر پدر واجب نيست و همچنين احكام ساير رضاع بر آن مترتب نميگردد حاصل كه آدمى بعد از وضع تا حين فصال از شير مادر تربيت مييابد و بعد از شير باز گرفتن مادر او از شير عناية ازلى پروريده مىشود
حَتَّى إِذا بَلَغَ
تا وقتى كه رسيد
أَشُدَّهُ
بنهايت قوة و استحكام عقل خود كه آن مشرفست بر چهل سالگى و نزد قتاده سى و سه سالگى و نزد جمعى ديگر از هيجده تا چهل و نزد بعضى چهل سال تمام است كه غاية قوة است و كمال عقل و تميز و وقت انزال وحى بر انبيا چه هيچ پيغمبرى پيش از چهل سالگى وحى به او نرسيد و بنابراين قوله
وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً
از قبيل عطف تفسيرى باشد يعنى وقتى كه بنهايت قوة رسد و برسد تا به حد چهل سالگى كه غاية توانائيست و بنابر آن اقوال ديگر اشده بمعنى اول قوة تا سى و اربعين نهايت قوة است غرض آدمى كه بدولت كمال ايمان مستعد شد چون بچهل سالگى رسيد كه نهايت قوة و عقل است
قالَ رَبِّ
گفت اى پروردگار من يعنى از شان او آنست كه چون به اين مرتبه رسيد زبان بدعا گشوده گويد اى پروردگار من و اى آفريدگار من
أَوْزِعْنِي
الهام ده مرا و مولع ساز
أَنْ أَشْكُرَ
به آنكه شكر گويم