حكم كردن ايشان متصور شود
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى به حق
هُوَ السَّمِيعُ
اوست شنوا بگفتار بندگان
الْبَصِيرُ
بينا بكردار ايشان كه از جملهء آن خيانت چشم است و نيز بجهة تنبيه مشركان قريش در تهديد ايشان ميگويد كه .
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا
آيا سير نميكنند و به سفر نميروند مشركان قريش
فِي الْأَرْضِ
در زمين شام و يمن براى تجارت
فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ
پس بهبينند كه چگونه بود
عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ
سر انجام آنانى كه بودند پيش از ايشان از اهل تكذيب و عناد چون عاد و ثمود و اصحاب مؤتفكه كه ديار آنها در راه گذر ايشان است
كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ
بودند پيشينيان سختتر از ايشان
قُوَّةً
از روى توانائى
وَ آثاراً
و از روى علامتها و نشانها
فِي الْأَرْضِ
در زمين كه در حدود ايشانست چون قلعهاى عاليه و حصنهاى مرتفعه و شهرهاى عظيمه و ساير علاماتى كه دالند بر قدرة و قوة ايشان
فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ
پس با وجود اينحال بگرفت خداى تعالى ايشانرا
بِذُنُوبِهِمْ
بسبب گناهان ايشان از كفر و تكذيب و بانواع عقوبت و نكال هلاك ساخت
وَ ما كانَ لَهُمْ
و نبود مر ايشانرا
مِنَ اللَّهِ
از عذاب خداى
مِنْ واقٍ
هيچ نگاه دارنده كه از ايشان دفع آن عقاب كند و منع نزول عذاب نمايد .
ذلِكَ
اين گرفتن و عذاب كردن
بِأَنَّهُمْ كانَتْ تَأْتِيهِمْ
بسبب آن بود كه پيوسته مىآوردند بايشان
رُسُلُهُمْ
پيغمبران ايشان
بِالْبَيِّناتِ
بحججهاى بينه و معجزات ظاهره يا احكام واضحه
فَكَفَرُوا
پس نگرويدند به آن و انكار ايشان كردند
فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ
پس بگرفت خداى ايشانرا بعقوبت
إِنَّهُ قَوِيٌّ
بدرستيكه خداى تواناست و متمكن بر هر امر ممكن كه از جمله اخذ كردن و هلاك ساختن اهل شرك و تكذيبست
شَدِيدُ الْعِقابِ
سخت عقوبة بر ايشان بعد از آن به جهت تنبيه مشركان و تهديد ايشان قصهء موسى و حزقيل و فرعون را بيان مىكند بقوله .
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى
و بدرستيكه ما فرستاديم موسى را
بِآياتِنا
بنشانهاى خود يعنى آن نه معجزه كه به او عطا فرموديم
وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ
و حجتى ظاهر و هويدا كه به آن بر خصم غالب شده و آن عصاست و يا شكافتن درياست و يا مراد به اول ادله توحيد باشد و بثانى معجزه يعنى موسى را با دلايل توحيد و معجزات غالبه فرستاديم .
إِلى فِرْعَوْنَ
بسوى فرعون كه اعظم عمالقه مصر بود و لاف ربوبيت ميزد
وَ هامانَ
و بهامان كه وزير وى بود
وَ قارُونَ