ما يستطيعون پس نميتوانند معبودان شما
صَرْفاً
گردانيدن و دفع كردن عذاب از شما
وَ لا نَصْراً
و نه يارى كردن شما را بنجات از عقاب و حفص بتا ميخواند يعنى شما كه مشركانيد نتوانيد عذاب مرا از خود رفع كردن و يكدگر را يارى دادن و از عقوبات رهانيدن
وَ مَنْ يَظْلِمْ
و هر كه ستم كند يعنى شرك آرد يا متوغل شود در معصيت
مِنْكُمْ
از شما اى مكلفان
نُذِقْهُ
بچشانيم او را
عَذاباً كَبِيراً
عذابى بزرگ كه آتش دوزخ است
و بعد از ذكر احوال كفار رجوع ميفرمايد به مخاطبهء سيد الابرار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در رد قول كفار و ما لهذا الرسول يأكل الطعام تا آخر و ميگويد
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ
و نفرستاديم هيچكس پيش از تو
مِنَ الْمُرْسَلِينَ
از پيغمبران
إِلَّا إِنَّهُمْ
مگر آن پيغمبران
لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ
هر آينه ميخوردند طعام را
وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ
و ميرفتند در بازارها به جهت مهمات خود
وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ
و گردانيديم برخى را براى برخى ديگر
فِتْنَةً
آزمايش و از جملهء اين ابتلاى فقراء است باغنيا و پيغمبران بامم ايشان و معاندهء ايشان به آنها و از مجاهد نقل است كه معاداة آنان به آنها و ايذاى ايشان مر آنها را از سرزنش به فقر و درويشى و و مريض بصحيح و اعمى ببصير و غير آن و خلاصهء سخن آنكه دنيا دار ابتلاست پس از مخالفت احوال مردمان از آن چاره نباشد و ما بدان مىآزمائيم ايشان را تا اهل صبر و شكر از ارباب كفران و جزع ممتاز گردند و در اين كلام تسليهء حضرت رسالت است بر آنچه كفار در حق او ميگفتند و بصبر فقراى مؤمنين به مستهزئين كه ابو جهل و وليد و نضر بن حارث و امثال ايشان هرگاه بلال و عمار و صهيب و ساير درويشان صحابه را ميديدند با يكديگر ميگفتند آيا اسلام آريم تا همچون ايشان شويم حق تعالى اين آيه فرستاد و درويشان را مخاطب ساخته فرمود كه ما ميآزمائيم شريف را بوضيع و وضيع را بشريف
أَ تَصْبِرُونَ
آيا صبر مينمائيد بر ابتلا يا جزع ميكنيد يعنى تا بر عالميان ظاهر گردد كه شما صبر ميكنيد يا جزع مينمائيد
وَ كانَ رَبُّكَ
و هست پروردگار تو
بَصِيراً
بينا بصبر كننده و جزع نماينده دانا است بحكمت و مصلحت و آنكه بعضى را بغنى و برخى را به فقر مبتلا نمايد ابو دردا از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه واى مر عالمى را از دست جاهل و جاهلى را از دست عالم و مالك را از مملوك و مملوك را از مالك و قويرا بضعيف و ضعيف را بقوى و سلطان را برعيت و رعيت را از سلطان كه اينان همه بعضى فتنهء بعضىاند و بعد از آن اين آيه تلاوت فرمود كه
وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً
و بعضى در تفسير اين آيه