بنظير افتتاح اين سوره نيز بثبوت ملكيت سماوات و ارض نمود براى خود
و فرمود كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - تَبارَكَ
در كشف اسرار از اين لفظ سه معنى را اختيار نمودهاند از جملهء معانى كه مفسران در آن گفتهاند يكى آنكه بركت از اوست و اين اشارتست به كار سازى و بنده نوازى او سبحانه - دوم آنكه بزرگوار و برتر است و اين بيان صفت سرمدى و نشان عزة ازلى و ابدى اوست - سيم آنكه دائم ثابتست و اين عبارت از دوام ذات اوست كه لم يزل و لم يزالست پس حاصل معنى اينست كه بزرگوار و كثير الخير و برتر و بر دوام است
الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ
آنخدائيكه فرو فرستاد قرآن را كه جدا كننده است ميان حق و باطل بتقرير تمام و تميز كننده است ميان محق و مبطل باعجاز تمام و يا مفروق الايات و السور در انزال
عَلى عَبْدِهِ
بر بندهء خود كه محمد است
لِيَكُونَ
تا باشد بندهء او يا قرآن
لِلْعالَمِينَ
مر همهء آدميان را و پريان را
نَذِيراً
بيم كنندهء از عذاب الهى و عقاب پادشاهى
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
آنخدائى كه مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها چه او متفرد است بآفريدن همهء ممكنات پس تصرف در آن او را رسد نه غير او را
وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
و فرا نگرفت فرزندى چنان كه زعم وثنية است
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ
و نبوده و نيست مر او را
شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
انبازى در پادشاهى همچنانكه ثنوية ميگويند يعنى او را ثابتست پادشاهى مطلق و بىفرزندى كه قايم مقام او تواند بود و يا شريكى كه با او مقاومت توان نمود پس بجهة تنبيه بر اين وجه ميفرمايد كه
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ
و بيافريد همهء چيزها را از مواد مخصوصه بهيآت مختلفه و صور متنوعه و غير آن از مكونات حيوانيه و نباتيه و جماديه و آثار علويه
فَقَدَّرَهُ
پس اندازه كرد آنچيز را
تَقْدِيراً
اندازه كردنى يعنى او را مهيا ساخت براى خصايص و افعالى كه از او ميخواست چون هيئت انسان از براى فهم و ادراك و نظر و استنباط صنايع متنوعه و غير آن بعد از آن از حال كفار خبر ميدهد
وَ اتَّخَذُوا
و فرا گرفتند كافران
مِنْ دُونِهِ
از غير خداى آفريدگار
آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً
خدايانى كه نيافرينند چيزيرا و قادر نباشند بر خلق هيچ چيز
وَ هُمْ يُخْلَقُونَ
و حال آنست كه ايشان آفريده شدهاند و هر مخلوقى محتاح است در وجوه بخالقى و محتاج خداى را نشايد پس بتان كه عبده ايشانرا ميتراشند و بهر وجهى كه ميخواهند تصويرشان ميكنند چگونه سزاوار پرستش باشند
وَ لا يَمْلِكُونَ
و با وجود مخلوقيت نميتوانند كه
لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا
بر نفسهاى خود بازداشتن ضررى را و لا نفعا و نه جذب