خداى را هست من او را شناسم .
آوردهاند كه : موسى عليه السّلام در مناجات گفت : بار خدايا در آسمان خلقان تو كيستند ؟ - گفت : فريشتگان ؟ گفت : عدد ايشان چند است ؟ - گفت : دوازده سبط ، گفت : عدد هر سبطى چند باشد ؟ - گفت : چند « 1 » ذرّههاى خاك ؛ آنگه گفت :
[ وَ ما هِيَ ]
نيست او يعنى دوزخ با اين عدد نوزده و علّت آن يا اين آيات قرآن مگر ذكرى و پندى مر آدميان را .
[ سوره المدثر ( 74 ) : آيات 32 تا 37 ]
كَلاَّ وَ الْقَمَرِ ( 32 ) وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ( 33 ) وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ ( 34 ) إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ ( 35 ) نَذِيراً لِلْبَشَرِ ( 36 )
لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ( 37 )
آنگه سوگند ياد كرد بر تهويل و استعظام سقر گفت : حقّا و بحقّ ماه چون برآيد ، و بحرمت شب چون پشت بركند ، و بحقّ روشنائى روز چون روشن شود و تاريكى شب زايل گرداند ؛ كه اين سقر كه دوزخ است يكى است از جملهء داهيههاى عظيم و بلاهاى سخت كه بزرگتر ازو بلائى و شدّتى نيست بترسانيدن و بيم كردن ، ترسانندهء خلقان است از آدميان كسى را از شما كه زمام اختيار در دست اوست اگر ميخواهد تقدّم مىنمايد و بر طاعات و خيرات سبقت ميگيرد ، و اگر ميخواهد تأخّر مىكند و باز پس مىاستد .
[ سوره المدثر ( 74 ) : آيات 38 تا 48 ]
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ( 38 ) إِلاَّ أَصْحابَ الْيَمِينِ ( 39 ) فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ ( 40 ) عَنِ الْمُجْرِمِينَ ( 41 ) ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ( 42 )
قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ( 43 ) وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ( 44 ) وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ ( 45 ) وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ( 46 ) حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ ( 47 )
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ ( 48 )
هر نفسى و هر تنى به آنچه كرده باشد « 2 » در گرو باشد « 3 » يعنى به عمل خود گرفتار باشد « 4 » و در كردار خود بمانده باشد « 5 »
[ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ ]
مگر كسانى كه نامه بدست راست ستانند كه ايشان نفس خويش را از گرو بيرون آورده باشند و ذمّهء خود را از
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « عدد » و در بعضى ديگر : « چون » ؛ و [ چند ] در اينجا بمعنى مطلق مقدار است .
( 2 ) - در غالب نسخ : « باشند » .
( 3 ) - در غالب نسخ : « باشند » .
( 4 ) - در غالب نسخ : « باشند » .
( 5 ) - در غالب نسخ : « باشند » .