مرگ نچشند . و گفتهاند كه : بمعنى لكن است يعنى ايشان در بهشت مرگ نچشند لكن مرگ اوّل كه چشيدهاند و گفتهاند كه : مراد اينست كه : ايشان البتّه در بهشت مرگ نچشند براى آنكه چشيدن مرگ معلّق گردانيده است بوقوع محال ؛ و وقوع محال محال است ؛ پس چشيدن مرگ محال بود ، و معنى چنين است كه : اگر مردن اوّل ممكن باشد و چشيدن آن ، ايشان جز از آن مرگ نچشند و چشيدن آن ممكن نيست .
[ وَ وَقاهُمْ ]
« 1 » و نگاه داشت ايشان را خداى تعالى از عذاب دوزخ بفضل و رحمت خود ، و نجات يافتن از دوزخ و ظفر يافتن ببهشت ظفرى عظيم است آنگه گفت :
[ فَإِنَّما يَسَّرْناهُ ]
ما ميسّر گردانيديم و آسان كرديم قرآن را از آنجا كه بلغت تو و به زبان تو فرستاديم تا بود كه ايشان در آن انديشه كنند و پند گيرند ، پس تو چشمدار و منتظر باش « 2 » آن را كه بايشان فرو آيد از عذاب و مكروه كه ايشان نيز منتظرند بدى و مكروه ترا .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه چنين گفته ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 36 ) :
«[ وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ ]و ايشان را نگاهدارد از عذاب دوزخ .
و در آيت تمسّكى نيست اصحاب نجّار را در نفى سؤال گور و عذاب كور فى قوله[ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى ]براى آنكه در آيت نفى مرگ است در بهشت و اثبات مرگ در دنيا بوده است ؛ و اين منع نكند از آنكه مرگى باشد در گور پس از سؤال بدليلى ديگر چه اين قول بدليل الخطاب باشد .
جواب بهتر از اين آنست كه آيت خاصّ است بمتّقيانى كه موصوف باشند به اين صفات و ممتنع نبود كه ايشان را از پس سؤال گور مرگ نباشد بل منعّم باشند و زنده در گور ؛ دليله قوله ( ع ) : القبر امّا روضة من رياض الجّنة أو حفرة من حفر النّيران .[ فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ ]او بر مفعول له باشد اى لفضله .[ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ]گفت : اين بفضل خداى است و نعمت او ؛ و اين ظفرى است بزرگوار يعنى فوز بهشت » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه چنين گفته ( ج 5 ص 36 ) :
« انتظار كن آنچه ترا وعده داديم كه ايشان نيز در حكم منتظرانند از آنجا كه بايشان خواهد رسيدن چنان كه بمنتظران رسد و قيل : منتظرون دائرة عليك و انّما هى عليهم ؛ گفتند : ايشان نيز گوش بمرگ و ذهاب دولت تو و رجوع كار بايشان ميدارند » .