تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
قرآن است كه درو راستى ترازو هست و براى آن نهاد تا طغيان نكنند و از حدّ در نگذرند . آنگه امر كرد براست سنجيدن ؛ گفت : راست سنجيد و عدل كنيد و ترازو كم مداريد « 1 » و چيزها كم مسنجيد . و در كتب اوائل است : يابن آدم اعدل كما تحبّ ان يعدل عليك ، عدل كن با مردم چنان كه مىخواهى كه با تو عدل كنند ، و وفا كن با مردمان چنان كه ترا بايد كه با تو وفا كنند ،
[ وَ الْأَرْضَ ]
و زمين را وضع كرد و بنهاد براى مردم . و گفته‌اند : براى جملهء آفريدگان « 2 » ؛ در زمين ميوه‌هاست « 3 » . ابن كيسان گفت : مراد هر چيزى است كه مردم به آن تفكّه كنند از جملهء نعمتهاى خداى . و درختهاى خرماى خداوند غلاف و شكوفه‌ها « 4 » ابن زيد گفت : أكمام طلع باشد پيش از آنكه شكافته شود .
[ وَ الْحَبُّ ]
و دانهء خداوند برگ « 5 »
[ وَ الرَّيْحانُ ]
و در زمين است روزى خلايق از آنچه آن را بخورند و ببويند ابن عبّاس
هامش
( 1 ) - ترجمهء :« وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ »است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن گفته : « بلال بن أبى برده خواند[ وَ لا تُخْسِرُوا ]بفتح تا و سين من الخسران و قال : و هو النقصان و باقى قرّاء بكسر سين و ضمّ تاء من الاخسار » . ( 2 ) - اشاره باختلاف در معنى [ انام ] است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 ؛ ص 206 ؛ س 8 ) : « و زمين بنهاد براى خلق . حسن گفت : للجنّ و الانس ؛ عبد اللّه عبّاس گفت و شعبى لكلّ ذى روح » و طبرسى ( ره ) گفته : « أى و بسط الارض و وطّأها للناس و قيل : الانام كلّ شىء فيه روح ؛ عن ابن عبّاس ، و قيل : الانام الجنّ و الانس ؛ عن الحسن ، و قيل : جميع الخلق من كلّ ذى روح ؛ عن مجاهد » ازين كلمات معلوم شد كه معنى « انام » مختلف فيه است و اختلاف در تفسير آيه متفرّع بر آنست ؛ طالب تفصيل بكتب لغت و تفاسير مفصّله رجوع كند . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و [ فاكهة ] ابهام را موحّد گفت : و منكّر » . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اول ص 206 ؛ س 11 ) : « و النخل » ذات الاكمام و [ نخل ] درخت خرما باشد و مراد خرما باشد[ ذاتُ الْأَكْمامِ ]اى ذات الاؤعية واحدها [ كمّ ] مراد غلاف خرماست كه آن را « كفرّى » مىگويند و هر چه چيزى را بازپوشد آن را « كمّ » گويند و منه كمّ القميص آستين پيراهن را از آنجا كمّ گويند كه دست را بپوشد ، و كلاه را كمّه گويند قال الشاعر :و قلت لهم كيلوا بكمّة بعضكم * در اهمكم انّى كذاك أكيلضحّاك گفت : أكمام غلافهاى او باشد . ابن زيد گفت : طلع باشد پيش از آنكه شكافته شود و اين أقوال متقارب است » . ( 5 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « الف و لام[ الْحَبُّ ]جنس راست و مراد همهء دانه‌هاست » . و[ ذُو الْعَصْفِ ]خداوند برگ و [ عصف ] برگ كشت باشد ( تا آخر بيان او ) » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 312 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)