تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : گفتار لا إله الّا اللّه ؛ و اللّه اكبر ، است زهرى گفت : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم است
[ وَ كانُوا أَحَقَّ بِها ]
و ايشان به اين كلمه اولىتر و سزاوارتر بودند و اهل او بودند و خداى تعالى به همه چيزها « 1 » داناست
[ لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا ]
خداى تعالى راست گفت با رسول خود در آن خواب كه ديد رسول ( ص ) عام الحديبيه ؛ در خواب ديد كه در مسجد الحرام رفته است او و اصحاب او بعضى حلق كرده و موى تراشيده و بعضى تقصير كرده يعنى اندكى از موى لب و پيشانى فرا گرفته ؛ اين خواب باصحاب بگفت چون بحديبيه رفت و مشركان منع كردند او را ؛ از آنجا بازگشت جماعتى گفتند : يا رسول اللّه نه ما را گفتى كه : من خواب ديدم كه همه در مسجد الحرام شده‌ايم حلق كرده و تقصير كرده ؟ - گفت : آرى ، و ليكن نگفتم امسال ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : خداى تعالى راست گفت با رسولش آن خواب كه ويرا نمود كه شما در مسجد الحرام شويد اگر خداى تعالى خواهد ، استثنا بمشيّت براى آن كرد كه از وقت رؤيا تا بوقت حصول مقتضى او ممكن بود كه بسيارى مرده باشند و غايب گشته و گفته‌اند : اگرچه ظاهر كلام شرط است مراد شرط نيست چنان كه بسيارى صيغهء امر آيد و مراد امر نباشد و مراد اينست كه شما در مسجد شويد بمشيّت خداى تعالى و عون وى و قولى ديگر آنست كه تا مردم متأدّب شوند بآداب خداى تعالى و اقتدا به دو كنند چنان كه گفت :
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
و وجهى ديگر آنست كه
[ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ ]
از قول رسول است پس شرط مشيّت رسول ( ص ) كرد نه خداى تعالى
[ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا ]
پس خداى تعالى داناست و داند از مصالح كار شما در باب تقديم و تأخير و تعجيل و تأجيل آنچه شما ندانيد [ فجعل ] پس كرد پيش از فتح مكّه فتحى نزديك و آن فتح حديبيه بود و گفتند فتح خيبر ، راويان اخبار گفتند : در صلح حديبيه چندان مصلحت بود كه جز خداى تعالى نداند از براى آنكه چون صلح پديد آمد مسلمانان با مشركان هم سخن شدند و در مناظره آمدند با هيچ عاقل متميّز سخن نگفتند الّا در اسلام آمدند تا به آن دو سال چندان در
هامش
( 1 ) - كذا در نسخهء قديمى و در بعضى نسخ « به همه چيزى » .