سخن در درخت براى معجزه داود ( ع )
[ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ]
و ما براى داود آهن را نرم كرديم چنان كه موم تا چنان كه خواستى بدست ميگردانيدى بىآتش و خايسك و سندان « 1 » و سبب اين آن بود كه داود در سياحت و سير خود هر كس را ديدى كه ويرا نشناختى ازو پرسيدى كه اين مرد كه والى شماست چگونه مرديست ؟ - گفتندى :
كه نيكو سيرت مردى است و عادل پادشاهى است ؛ او بر آن خداى را شكر كردى ، روزى فرشتهء بر صورت مردى پيش او آمد داود بر عادت خود از او پرسيد كه : والى شما چگونه مردى است ؟ - او گفت نيك مردى است اگر در وى يك خصلت نبودى ، گفت : آن چيست ؟ - گفت : آنكه از بيت المال مىخورد بايست كه از كسب دست خود نان خوردى ، او گفت : بار خدايا طريقى پديد كن كه من از كسب دست خود خورم ، خداى تعالى آهن را بر دست وى نرم گردانيد و او را صنعت زرهگرى بياموخت ، او زرهگرى كردى و هر يكى را به چهار هزار درهم فروختى ؛ چيزى بنفقه كردى و چيزى به صدقه بدادى ، و اين يكى از معجزات او بود
[ أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ ]
چون آهن بر دست وى نرم كرديم وى را گفتيم : زرههاى تمام بالا و فراخ كن
[ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ ]
و به اندازه كن در زره پيوستن و ميانه نگاه دار نه درازى دراز و نه كوتاهى كوتاه ، گفتند كه : معنى آنست كه ميخهاى زره باريك مكن تا نجنبند « 2 » در مجرى ؛ و سطبر مكن تا حلقه نشكنند
هامش
( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) مطابق صريح نسخ خطى اين است : « بىآتش و پتك و سندان » پس آنچه در نسخهء چاپى ( ج 4 ؛ ص 355 : س 2 ) بجاى « پتك » لفظ « كندن » آورده و در ذيل صفحه بلفظ « هكذا فى الاصل » بر آن تنبيه كرده است مبنى بر غلط بودن نسخه بوده است و « خايسك » مرادف « پتك » است ، در برهان قاطع گفته : « خايسك بكسر ثالث و سكون سين بىنقطه و كاف پتك و چكش زرگرى و مسگرى و غيره باشد و به عربى مطرق گويند » .
( 2 ) كذا در نسخ اين تفسير و در نسخهء خطى ابو الفتوح و ليكن در نسخهء چاپى آن ( ج 4 ؛ ص 355 : س 13 ) : « نپيچند » .