و چيزى زشت و منكر كردى اين نه لايق حال تست از تو اين كار سخت عجب است و تو صالحه بودى و مادران و پدران تو صالح بودند ، اى خواهر هرون پدر تو مرد بد نبود و مادر تو زن فاجره و فاسد نبود ، و بىسامان كار نبود و اين هرون برادر پدر وى بود و بزهد و صلاح معروف و مشهور . سدّى گفت : نسبت او با هرون كرد برادر موسى عليه السّلام از آنجا كه مريم از نژاد وى بود چنان كه يكى از قبيلهء تميم گويند يا أخا تميم ، بعضى گفتند : هارون مردى صالح بود در بنى اسرائيل ؛ وى را در صلاحيت بوى تشبيه كرد و ديگرى گفت كه : او مردى فاجر و بدكردار و فاسق بود بر سبيل تقريع و شتم گفتند : يا أخت هارون .
[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 29 تا 33 ]
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ( 29 ) قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا ( 30 ) وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا ( 31 ) وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا ( 32 ) وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ( 33 )
چون ايشان زبان ملامت بر مريم دراز كردند و از هر نوع سخنها ميگفتند مريم اشارت بعيسى كرد كه اين از وى بپرسيد گفتند : اين سخن از همه بتر ، و اين سخريّت از همه كه كرد سختتر ؛ كه از ما فسوس ميدارد و ميگويد كه : از وى بپرسيد كودك خرد كه نداند و نتواند
[ كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ
« 1 »
]
ما چگونه سخن گوييم
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته :[ كَيْفَ نُكَلِّمُ ]چگونه سخن گوئيم با آنكه او كودكى است در گهواره و در [ كان ] سه قول گفتند :
يكى آنكه زيادت است و التقدير من هو صبىّ فى المهد ، و مثله قوله : كنتم خير أمّة ؛ و المعنى أنتم خير أمّة ، و قولهم : ان كنت صديقى و صلتنى ، و قول الشاعر : « على كان المسوّمة العراب » أى على المسوّمة العراب ، و قول الفرزدق :فكيف اذا رأيت ديار قومى * و جيران لنا كانوا كرامو گفتهاند : [ كان ] بمعنى [ صار ] است چنان كه شاعر گفته :احرت اليه حرّه ارحسه * و قد كان لوّ اللّيل مثل الارندحمبرّد گفت : [ كان ] تامّه است بمعنى حدث و وجد ؛ و نصب [ صبيّا ] بر حال است » .