تو است بر ما از آسمان سنگ ببار و يا عذابى دردناك بما آر ، او هنوز اين نگفته بود كه سنگى از آسمان بيامد و بر سر او آمد او بر جاى بمرد و خداى تعالى اين آيت فرستاد
« سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ »
الى آخر الآيه ، حقّ تعالى رحمت فرستاد او عذاب خواست گفتند : ترا چون رحمت نافع نيست كس عذاب را از تو دافع نيست ،
« لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ »
من ولايت فرستادم و كمال دين و تمام نعمت درو بستم
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
الايه خداوند اين كمال طفل بود در سنّ طفوليّت ايمانش فرمودم تا بايمان بحدّ كمال رسيد دين پنداشتى چون او طفل بود « 1 » بولايت او بحدّ كمال رسانيدم كه
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
»
[ يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ]
جبرئيل آمد كه اى گزارنده بگزار و اى رساننده برسان گفت :
چه رسانم ؟ - گفت :
[ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ]
آنچه از خداى تعالى به تو فرستادهاند شب معراج فى قوله تعالى
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
و در تفسير اهل البيت آمده : ما أوحى فى علىّ ليلة المعراج ، شب معراج مجمل گفت روز غديرش تفصيل داد تأخير البيان عن وقت الخطاب روا باشد عن وقت الحاجة روا نباشد امشبش مجمل بگفتيم تا دل بر آن موطّن كنى « 2 » و عزم بر آن مصمّم تا چون وقت آيد من خود تفصيل گويم . اين « ما » فى قوله :
[ ما أُنْزِلَ ]
همان « ما » است كه گفت فى قوله :
« ما أَوْحى »
جز كه آنجا مجمل است و اينجا مفصّل است آنچه از خداى تو به تو فرو آوردند . بار خدايا اگر تقصيرى يا تأخيرى افتد ؟ - اى محمّد
[ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ]
اگر اين نكنى همان انگار كه هيچ نكردى بزرگ فرمان ما اين بود كه اگر نكردى كرده ناكرده شدى و گفته ناگفته گشتى ، بار خدايا از طعن طاعنان ايمن نيستم و از دشمنان خائفام ، محمّد انگر تا انديشه ندارى كه من عاصم و نگاه دارندهء توام
[ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ]
ايمن باش كه خداى ترا ازيشان ايمن دارد
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) جملاتى لطيف در اينجا آورده ( ج 2 چاپ اول ص 195 ؛ س 2 ) :
« دين همچو طفلى بود تبليغ بالغ شد كان طفلا كيحيى و عيسى فصار بالإسلام كاملا قبل وقت الكمال بالغا قبل وقت البلوغ فصار الاسلام بولايته بالغا حد الكمال لابسا بردة الجمال مترديا برداء الجلال لما نصب له منبر من الرحال و رفع عليه خير الرجال ( تا آخر بيانات او ) » .
( 2 ) - من قولهم : « وطن نفسه على الامر و له مهدها لفعله و ذللها و حملها عليه » و در نسخهء خطى ابو الفتوح : « و دل بر آن موطن ميكنى و عزم بر آن مصمم ميدارى » .