از آنجا و با خانهء خود شدند با نعمت خداى و فضل ، گفتهاند : مراد بنعمت عافيت است و روا بود كه مراد به [ فضل ] آن ترس بود كه از ايشان در دل ابو سفيان افتاده بود ، و گفتهاند :
مراد آن است كه ايشان چون در بدر صغرى اقامت كردند و ابو سفيان نيامد موسم بازار بدر بود مردمان حاضر شدند و ايشان آنجا معامله و تجارت كردند با سودى نيكو باز گشتند كه هيچ بدى به روى ايشان نرسيد از قتل و جراحت و غير آن . صادق عليه السّلام گفت : « عجبت لمن يفزع اربعا كيف لا بفزع الى اربع ؟ ! » عجب از آنكس كه از چهار چيز بترسد چگونه پناه با چهار چيز ندهد ؛ چون از دشمنى بترسد چرا پناه با اين كلمه ندهد كه :
[ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ ]
و مىشنود كه خداى تعالى در عقب اين ميگويد كه :
[ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ ]
، و از كيد دشمنى ترسد چرا پناه با اين كلمه ندهد « و أفوّض أمرى الى اللّه » و مىشنود كه خداى تعالى ميگويد :
« فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا »
و ، عجب از آنكس كه او را غمى باشد اين كلمه نگويد
« لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ »
و مىشنود كه خداى تعالى در عقب اين ميگويد كه :
« فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ »
، و عجب از آنكه او زيادت مالى طمع ميدارد و نگويد كه : ما شاء اللّه لا قوّة الّا باللّه ، و مىشنود كه خداى تعالى مىگويد :
« فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ »
.
[ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ ]
و متابعت رضوان خداى كردند يعنى طاعت خداى داشتند و سبب آن بود كه ايشان گفتند : يا رسول اللّه آنچه ما كرديم غزا بود ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اين متابعت فرمان و رضاى من است ثوابش ثواب غازيان باشد و سلامت و غنيمت با آن يار و رضاى من حاصل ، و خداى تعالى خداوند فضل و نعمت بزرگ است بدرستى و حقيقت آنكس كه گفت :
[ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ ]
آن ديو بود يعنى عبد القيس ؛ و نعيم بن مسعود بروايتى ديگر ؛ يعنى آنكه تخويف كرد مؤمنان را ديو بود و از فعل ديو بود كه بترسانيد مؤمنان را با اولياى خود و اين قول عبد اللّه عبّاس است ، و زجّاج و ابو على فارسى گفتند كه : معنى اينست كه شيطان دوستان خود را از منافقان مىترساند و بد دلى ميدهد تا ايشان با مؤمنان مساعدت نميكنند در جهاد و اين وجهى قريب