آنگه حقّ تعالى جمع كرد از ميان جزاء خائن و امين و بر مكلّفان عرضه « 1 » كرد تا بعقل بينديشند و اختيار بد نكنند ؛ گفت : آيا راست باشد آنكس كه متابعت رضاى خداى تعالى كند با آنكس كه بخشم خداى باز گردد و مأواى و جاى او دوزخ بود و بد جاى بازگشتى است دوزخ يعنى راست نباشد با يكديگر ، آنگه بيان كرد و گفت :
[ هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ ]
ايشان درجات و پايههااند بنزديك خداى تعالى يعنى اصحاب منازل و درجاتاند بنزديك خداى تعالى ، و خداى تعالى عالم است و بيناست باحوال و اعمال ايشان يعنى از اين دو گروه هر يكى را بر وفق استحقاق ايشان جزا دهد .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 164 ]
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 164 )
بدرستى كه حقّ تعالى منّت نهاد بر مؤمنان چون بفرستاد رسولى از ايشان ، گفتهاند :
اگرچه آيت عامّ است بلفظ امّا خاصّ است بمعنى ؛ از بهر آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از عرب است با آنكه مبعوث است بكافّهء مردمان از عرب و عجم و روم و هند و ترك ، و گفتهاند كه : جملهء مؤمنان را خواست . و معنى آنكه گفت :
[ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ]
از ايشان بود بايمان و شفقت نه بنسب « 2 » ، رسولى كه آيات خداى بر ايشان ميخواند و تزكيه مىكند ايشان را و دعوت مىكند بدينى كه بدان دين مزكّى و مطهّر باشند و مىآموزد ايشان را كتاب يعنى قرآن و شريعت و اگرچه ايشان پيش ازين در ضلالت و گمراهى بودند .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 165 ]
أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 165 )
حق تعالى گفت : آيا آنگه كه بشما رسيد مصيبتى و نكبتى روز احد كه دو چندان رسانيده بوديد بديشان روز بدر و آن چنان بود كه روز احد دشمنان هفتاد كس از صحابه كشته بودند
هامش
( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى و در ساير نسخ و ليكن در تفسير ابو الفتوح : و در بعضى نسخ « عرض » .
( 2 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى و غالب نسخ ديگر ليكن در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح : « نسبت » .