تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
[ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ ]
دليلست بر بطلان قول آنان كه گفتند كه : خداى تعالى عالم بعلم است براى آنكه درين آيت باز نمود كه معلوم ما لا يتناهى است و معلومات ما لا يتناهى را علوم ما لا يتناهى بايد و آن در وجود محال بود .
[ وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ ]
دليل بر بطلان قول كاهنان و منّجمان مىكند كه ايشان گفتند كه : ما غيب دانيم از سير كواكب بىاعلام خداى .
[ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ]
ردّ است بر مذهب فلاسفه كه گفتند : كه عالم خود زمين است و افلاك كه بدان محيط است و وراى آن چيزى نيست ، نفى عرش و كرسى و لوح و قلم كردند .
[ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما ]
دليل بطلان قول جهودان كرد كه گفتند : انّ اللّه أعيا بخلق السّماوات و الأرض فاستراح ، و نيز بطلان قول آنان كرد كه گفتند : خداى تعالى قادرست بقدرت فعل مخترع نشايد كرد .
[ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ]
دليلست بر بطلان قول ثنويان چه اگر با او الهى بود ممانعت كردى او را و مستعلى نبودى بر اشياء . و عظم موقع اين آيت براى كثرت أدلّه است بر اصول مسلمانى از توحيد و عدل .

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 256 ]

لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 256 ) سدى گفت : آيت در حقّ مردى آمد انصارى كه او را ابو الحصين گفتندى و او دو پسر داشت جماعتى بازرگانان از شام بمدينه آمدند و آن پسران او را دعوت كردند با ترسائى ، ترسا شدند و با ايشان برفتند او بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللّه كس را بر اثر ايشان بفرست و ايشان را بازآر و زجر كن تا با مسلمانى آيند خداى تعالى اين آيت بفرستاد كه
[ لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ ]
آنمرد انصارى را خوش نيامد و در دلش از رسول خداى چيزى بود آيه آمد
[ فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ]
و اين پيش از آيت قتال آمد آنگه اين آيت بسورهء « براءة » منسوخ شد در قول ابن مسعود و ابن زيد ، و ديگر مفسّران گفتند كه : منسوخ نيست .