باشد كه خداى تعالى در آخر زمان بمعجز صاحب معجزى گروهى را زنده كند چنان كه گفت :
« وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ »
و آنجا كه ذكر قيامت كرد گفت :
« وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً » *
و صادق را عليه السّلام پرسيدند كه : خداى تعالى برجعت كه را زنده گرداند ؟ - گفت : « من محض الايمان محضا او محض الكفر محضا » آنكس كه مؤمن خالص باشد يا كافر خالص ، مؤمن را براى آن تا انتقام كشد از آنان كه او را طعنه زده باشند و كافر را براى آن كه تا معاينه بيند آنچه آن را منكر باشد ، مقرّ منكر را گويد :
« لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »
آنچه بخبر ميشنيدى و نميگرويدى اكنون بعيان بديدى ، مشكلت بيان شد خبرت عيان شد ؛ تا ترا باور باشد و مرا ياور باشد و از ميان هر دو داور باشد ، آن را تا گمان علم اليقين شود و اين را علم اليقين عين اليقين شود ، اين گويد :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا »
آن گويد :
« يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا »
، اين گويد : « الحمد للّه الّذى وفّقنى حتّى اتّخذت مع الرّسول سبيلا » آن گويد :
« يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا »
، اين گويد :
و انّى كنت مذ زمن طويل * ارجّى أن أراك و أن ترانى
و آن گويد :
و انّى قد قطعت الجهل دهرا * كأنّى و الردّى متعانقان
اين گويد كه : ساليان دراز است تا كه در قيد فراقم و در بند اشتياقم ، و آن گويد :
ساليان دراز است تا در هوان هوى بودم و با رداء ردى بودم امروز كه چشم باز كردم كار نه چنانست كه گمان بردم .
چندانكه همى نگه كنم در كارم * در دست من امروز بجز حسرت نيست
آنگه حاكم ميان ايشان حكم كند ، آن را بر آرد اين را فرو برد ، آن را بر سر آرد اين را از سر برآرد ، آن را بسرير سرور نشاند ، اين را چو هباء در دهر فشاند ، پس قديم تعالى براى قطع شغب شاغبان و انكار منكران آنچه درين امّت ما خواست بود آن را مثالى در امّت مقدّم بنمود تا راه تعجّب بسته شود و زبان استبداع شكسته شود و بر زبان