شربت شهادت نوشيده است .
[ ترجيح تفسير ابو الفتوح بر مجمع البيان ]
بارى شيخ ابو الفتوح - رضوان اللّه عليه - بين شرافت نسب و كثرت علم را جمع كرده است چنان كه تفسير بزرگ عجيب او كه نزديك به صد و پنجاه هزار بيت است از اين معنى اخبار مىكند اين تفسير اگرچه به فارسى است الّا آنكه هر چه دل را سرور مىبخشد و ديده را نور در آن تفسير وجود دارد و هر كس كه اين تفسير را بديدهء دقّت ملاحظه كند و تفسير مجمع البيان را نيز از نظر بگذراند ميفهمد كه مجمع - البيان ملخّص مانندى از آنست بلكه قاضى نور اللّه در مجالس پس از آنكه بمدح و ثناى او چنان كه شايد و بايد پرداخته چنين گفته است :
« اين تفسير فارسى او در وثاقت تحرير و عذوبت تقرير و دقّت نظر بىنظير است و فخر الدّين رازى اساس تفسير كبير خود را از آنجا اقتباس نموده و جهت دفع انتحال بعضى از تشكيكات خود را بر آن افزوده » .
[ جامعيت تفسير ابو الفتوح ]
خلاصه اين تفسير او كتابى است كه خوانندهء خود را ملول نميسازد و نگاه كنندهاش را دلتنگ نميگرداند كتاب جامعى است كه فقيه و مفسّر و اديب و مورّخ و ناطق و واعظ و طالب فضائل و مناقب و جوياى مطاعن و مثالب از آن بهرهمند ميشوند .
اين بزرگوار مؤلّفات ديگرى نيز دارد كه در ترجمهء حال او ذكر كردهاند از آن جمله شرح شهاب است كه مانند تفسير نامبردهء وى از مآخذ بحار بوده است .
افندى ( ره ) در رياض العلماء گفته :
[ علو مقام ابو الفتوح در زمان خود ]
شيخ ابو الفتوح رازى در شرح شهاب در شرح اين حديث نبوى : انّ اللّه ليؤيّد هذا الدّين بالرّجل الفاجر ، پس از نقل قصّهء « مؤلّفة قلوبهم » گفته :
براى من نيز چنين قضيّهء اتّفاق افتاد توضيح اين اجمال آنكه در روزگار جوانى در سراى معروف بسراى علّان مجلس وعظ و تذكير داشتم و عامّهء مردم آن محلّ نيز به من اقبال و توجّه داشتند از اين روى جماعتى از همكاران من بر من رشك بردند و پيش والى رفته از من بدگوئى و سعايت نمودند پس والى فرمان داد كه مرا نگذارند ديگر بمنبر روم و تشكيل مجلس دهم از قضا مرا همسايهء بود كه از درباريان