تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
اللّه تراهم مهمومين محزونين لا يعرف احد قدرهم الّا اللّه ليس بينهم ميراث يقتسمونه الواحد منهم اشفق على الآخر من الامّ على ولدها و الاخ على اخيه » .
اى دل بجز از رنج [ 1 ] نفرمايندت * هر لحظه به عشوهء بر آرايندت
بىخويشتنى مكن دلا پندپذير * بيهوده درى مزن كه نگشايندت
كلمهء حكمت همچون لقمهء است آن را جاذبهء ببايد تا جذب كند .
پارهء راه دان 41 تو اندر پيش [ 2 ] * از در نفس خويش تا دل خويش
مردن خلق زندگى دينست * هرچه گفتند سرّ آن [ 3 ] اينست
البدن يفنى و يموت و الرّوح لا يفنى و لا يموت .
در جهانى كه عقل 42 و ايمانست * مردن جسم زادن جان است
قرّة عينى 43 فى الصّلاة صلاة نزديك رجال عين اوست ينظر بنور اللّه 44 صلاة آنست آن دگر جهاد باشد چنانك گويد [ 4 ] :
هست هريك ز هست حضرت هست * علم بىنيازى اندر دست
احيانى بحياته 45 و انارنى بنور ذاته .
همه هم نيستند و هم هستند * همه هم باده‌اند و هم مستند
زشت باشد ز روى حكمت زشت * بىفراق هوا وصال بهشت
هامش
( 1 ) - سل : درد ( 2 ) - سل : پيش دارى پيش ( 3 ) - سل : اين ( 4 ) - سل : گويند