است ايشان را صلات كسوف فرمايد [ 1 ] گزاردن ليكن آن دو ركعت [ 2 ] 36 نى بلك چيزى كه دفع كند آن را .
نقل كن از بقعهء به بقعهء و از موضعى بموضعى [ 3 ] تا آنوقت كه به جايى برسى كه از آن زيادت ممكن نباشد و ليكن به شرط آنك منزل دوم به از منزل اوّل باشد چنانك بايد كه چون منزل اوّل ده اندر ده باشد منزل دوم دوازده اندر دوازده [ 4 ] باشد بنقل حال نه بنقل قال تا به مثابتى برسى كه مسجود ملايك شوى امّا راه وصال را نهايت نيست [ 5 ] منتهى و مقصد اللّه است قوله
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
« 1 » مصباح نور ايمان در زجاجهء تن مؤمنست تن عارف از مجاهده همچو زجاجه [ 6 ] شود نور ايمان ازو تافتن گيرد لاجرم نازك شود تن عارف و ما تدرى نفس ما اخفى لهم من قرّة اعين « 2 » نوريست در عين نهاد آدم نهادهاند آن نور ظاهر نشود الّا به مجاهده هرچند پوست غليظتر باشد مغز ضعيفتر و مخفىتر باشد چون آن پوست تنگتر و ضعيفتر مىشود به مجاهده ازين معنى نور [ 7 ] قوّت مىگيرد ( همچنانك هرچند پوست جوز ضعيفتر ، مغز او آكندهتر و همچنين بادام و پسته ، هرچند پوست
هامش
( 1 ) - سل : بايد
( 2 ) - سل : گزارد آن دو ركعت
( 3 ) - سل : و از موضع بموضع
( 4 ) - سل : دوانزده
( 5 ) - سل : هست اگر نبودى نفرمودى حقّ جهاده اما مقصد و منتها را نهايت نيست منتها الخ .
( 6 ) - سل : همچون زجاج
( 7 ) - سل : به مجاهده معنى نور
( 1 ) - قرآن كريم ، النجم / 42
( 2 ) - قرآن كريم ، السجدة ، فلا تعلم نفس ، الخ / 17