چاله ، حفره ، حفيره » .
« گر برآيم ز بن چاه چه باكست كه من * شصت و دو سال برآمد كه درين ژرفگوم » ( ناصر خسرو ) « جانت به گو تنى بيفتاد و برفت * جمشيد به گلخنى بيفتاد و برفت از موت و حيات چند پرسى از من * خورشيد به روزنى بيفتاد و برفت » ( عطّار ) « آب شيرين و سبوى سبز و نو * ز آب بارانى كه جمع آمد به گو » ( جلال الدّين محمّد بلخى ) ( هر سه شاهد بنقل از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1719 ) 150 / 8 « ما ظاهر مىبينيم » .
يعنى : آشكارا مىبينيم ، بوضوح و روشنى مىبينيم .
( 1720 ) 150 / 8 « به چند » .
در دستنوشت اندكى مخدوش است ؛ با اينهمه گمان مىكنم درست خوانده باشم .
( 1721 ) 150 / 10 « كلمهءايست » .
چنين است در دستنوشت ، و نمودار يك طريقهء كتابت قدمائى .
( 1722 ) 150 / 10 « هلاك » .
در دستنوشت ، آنچه پيش از لام است در كلمهء مخدوش مىباشد ، ولى از روى اندازه و . . . ى لفظ به نظر مىرسد « هلاك » قرائتى درست باشد .
ضبط ما را سنج : مجمع البيان ، ج 3 ، ص 285 .
( 1723 ) 150 / 24 تا 26 « في الجنة . . . اهل بيته » .
اين روايت در مجمع البيان ، ج 3 ، ص 293 ، آمده است ؛ البتّه گزارش مجمع البيان با گزارش متن ما تفاوتهائى دارد .
ضمنا سنج : كنز الدّقائق ، ج 4 ، ص 104 و 105 ؛ و : تفسير شيخ ابو الفتوح - عليه الرّحمة - ( چ شعرانى ) ، ج 4 ، ص 192 ؛ و : كشف الاسرار و عدّة الأبرار ، ج 3 ، ص 111 ؛ و : منهج الصّادقين ، تصحيح غفّارى ، ج 3 ، ص 224 ؛ و : البرهان في تفسير القرآن ، البحراني ( ره ) ، ج 1 ، ص 470 .
بجاى « عرق » ، در دستنوشت « غرق » نوشته شده است ( « ق » به ريختى كتابت شده كه اگر نقطهء دوم را نداشت به آسانى مىشد « ف » تلقّىاش نمود ) .
( 1724 ) 151 / 1 « سر » .
در عكس دستنوشت ، اندكى پيش از « سر » و قدرى بالاتر از سطر ، يك خط - كه قدرى تمايل هم دارد - رؤيت مىشود . زير سين « سر » هم به شكلي است كه « احتمال » اندكى ريختگى مىتوان داد .
آيا مراد « لسر » ( كسر كه سر ) نبوده ؟ ! البتّه بنيروتر از آن احتمال اين است كه خطّ مزبور تنها يك لكّه باشد ، و ديگر هيچ ! ! ( 1725 ) 151 / 3 « كوزهاى » .
در ترجمهء « أكواب » آمده است ؛ سنج : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ، ص 224 .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 613
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٦١٣