الدّقائق ، ج 4 ، ص 166 ؛ ضمنا نگر : البرهان في تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 491 ؛ همچنين نگر : نقض ، ص 180 - با پينوشت .
از اين توضيح كوتاه ناگزير بوديم تا حقّ امانت گزارده آيد . مناقشة ازين روست كه « في علىّ » در اينجا لفظ قرآن به حساب نيايد و گرنه بىشكّ جزو تفسير و تأويل بر حقّ آيه هست .
( 1561 ) 125 / 11 « كندوكو » .
(
kand - O - KAW ( KOW
ريخت ديگرى است از « كند و كاو » و به معناى « تفحّص ، تجسّس ، بررسى ، سعى ، كوشش » .
( با بهره گيرى از : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) .
( 1562 ) 125 / 13 « در نسازيم » .
« در ساختن » : سازگارى ورزيدن ، موافقت كردن ، راضى شدن .
( با بهره گيرى از : لغتنامهء دهخدا ؛ و : فرهنگنامهء شعري ) .
( 1563 ) 125 / 16 و 17 « و ما . . . الشّاكرين » .
آل عمران / 144 .
( 1564 ) 125 / 19 « روز فتح مكة بوذ » .
« بوذ » يعنى « فرا رسيد » .
پيش از اين ، در اين مورد ، گستردهتر سخن راندهايم .
( 1565 ) 125 / 21 « يا علىّ ! . . . صوتي » .
در دستنوشت : « تسمعهم » ( به سكون عين ) .
( 1566 ) 125 / 24 « بامامت » .
در دستنوشت ، « ما » در لفظ « امامت » از قلم افتاده ، و ( گ . ) به قلمى ديگر ، چيزى شبيه « ما » يا « با » بالاى آن نوشته شده .
( 1567 ) 125 / 26 و 126 / 1
« إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا »
.
الفتح / 26 .
( 1568 ) 126 / 1 « از ردّ » .
در دستنوشت بالاى « از » نشانهاى است كه معمولا به عنوان افزوده شدگى مطلبى در حاشية ، در اين دستنوشت آمده ؛ ولى متأسّفانه حاشيهء عكس روشن نيست تا بدانيم چيزى آمده يا نه .
( 1569 ) 126 / 3 « على با ذو الفقار » .
در دستنوشت « على با » در حاشية افزوده شده و پس از « ذو الفقار » - كه كسرهاى هم زير راء دارد - « امير المؤمنين » نوشته شده و ( شايد با قلمى ديگر ) قلم گرفته شده است .
( 1570 ) 126 / 3 و 4 « سرگردنان » .
در دستنوشت « سركردنان » نوشته شده و بعدا ( ظ . با قلمى متأخّر ) « كردنان » قلم گرفته شده و « كشان » در فوق افزوده گرديده است . مقصود اين بوده كه صورت اصلى تبديل به « سر كشان » شود .
اين دستبرد ، روا نيست .