( 1510 ) 119 / 14 « برداشته » .
حرف يكم و دوم در عكس دستنوشت كاملا واضح نيستند ، ولى گمان مىكنم درست خوانده باشم .
همچنين است « از » در « از دو جانب پاء » ( ظ ) اين پارهء معنا نگرنده است به : « النّاتيان » - در عبارت تازى .
مصنّف - أعلى اللّه مقامه - با كاربرد مفهوم « برداشتگى » ، رسانندهء وصف برآمدگى و برجستگى اين استخوانهاست .
( 1511 ) 119 / 14 « بندگشا » .
« بندگشا » : مفصل .
« مرتبهء سيم مرتبهء رطوبتهائيست كه بندگشاها را سست دارد . » ( الأبنية في حقائق الأدوية ) .
« خلطها كه اندر بندگشاها بود و سخت شده باشد نرم گرداند . » ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) .
« بند گشاد » نيز به همين معنا به كار رفته است .
( نقل بتلخيص و تحرير از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1512 ) 119 / 16 « و ما أرسلنا . . . قومه » .
ابراهيم / 4 .
( 1513 ) 119 / 18 « منجمين » .
نگر : القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 254 .
( 1514 ) 119 / 20 « دوال نعل » .
در المرقاة آمده ( ص 90 ) :
« الشّراك : دوال نعلين . » [ چنين است در اصل به « پيش » دال ] .
و : « الشّبسع : دوال نعلين از چپ و راست . » نيز نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « دوال » ، و : ملخّص اللّغات ، ص 47 و 78 .
( 1515 ) 119 / 22 و 23 « پاء » ( هر دو مورد ) .
چنين است در دستنوشت ؛ پيش از اين در بارهء موردى مانند اين سخن گفتهايم .
( 1516 ) 119 / 24 « . . . سر ممسوح . . . » .
در عكس ما ، جايگاه حرف دوم « سر » و حرف يكم « ممسوح » ، بروشنى قابل قرائت نيست ؛ به سنجش و گمان ، خوانديم .
( 1517 ) 119 / 24 « پاى » .
چنين است در دستنوشت ؛ اين قرينهاى است براى تأييد اين گمان كه كسره به عنوان تابع رسم الخطّى « ء » گذاشته نمىشده ، بلكه نمودار ويژگى آوايى خاصّى است .
چه بسا ياء « پاى » در اين گونهء تلفّظى ويژه مكسور خوانده مىشده يا . . . .
( 1518 ) 119 / 26 « . . . روايت كنذ كى وقتى . . . » .
سنج : كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 55 و 56 ؛ نيز نگر : الإختصاص ، الشيخ المفيد ( ره ) ، ص 36 .
( 1519 ) 120 / 8 و 9 « ( 246 ) . . . امر كرد كى روى بشوى ؛ . . . » .
جايگاه واپسين حرف « امر » در دستنوشت ما روشن نيست ، ولى گمان مىكنم درست خوانده باشيم .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 583
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥٨٣