( 1202 ) 77 / 19 « و المؤمنون . . . بعض » .
التّوبة / 71 .
( 1203 ) 78 / 4 « معيّن بوذ آن را » .
دستنوشت در اينجا ( گ . ) قدرى آسيب ديده است ؛ به نظر مىرسد و ريقهاى هم براى ترميم چسبانده باشند .
ما عبارت را ، از روى اجزائى كه از آن هويدا و خوانا بود و بدخالت سنجش و گمان ، چنين خوانديم ؛ بطبع به قرائتمان اطمينان كامل نداريم .
( 1204 ) 78 / 15 « خارج فصاحت » .
در دستنوشت روى « ج » سكون گذاشته شده است .
( 1205 ) 78 / 18 و 19 « بيان كرد . . . » ، « و . . . نفر . . . » .
در عكس ما جايگاههاى نقطهچين بروشنى قرائت نمىشوند ؛ ضمنا كاغذكى هم كه ( گ . ) براى ترميم چسبانيدهاند ، مزيد بر علّت است .
( پس از « كرد » را نقطة چين گذاشتيم چون از سايهاى به نظر مىرسد حرف يا حروفى پس از آن بوده .
« نفر » هم ظ . بايد آغاز « نفرموده » يا نظير آن باشد كه باقىاش بروشنى خوانده نمىشود . ) .
( 1206 ) 78 / 20 « حسب » .
« حسب » : فقط ، تنها ، منحصرا ، انحصارا .
« اى شاه جهان ملك جهان حسب تراست * وز دولت و اقبال شهى كسب تراست » ( انورى ) ( نقل بتلخيص از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 1207 ) 79 / 2 « سئوم » .
در دستنوشت زير « ئ » دو نقطة هم نهاده شده ( : سيوم ) و ريختى حاصل گرديده كه در كتابت امروزى آشناى ما نيست .
به گمان بنده ، اين ريخت نمايندهء « سئوم » است ، نه « سيوم » ، و دو نقطهء زيرين تنها به اعتبار اين كه ياء كرسي همزه قرار گرفته نوشته شدهاند . در همين دستنوشت « أولئك » به شكل « أوليك » نوشته مىشود .
( 1208 ) 79 / 2 و 3
« وَ مَنْ يَتَوَلَّ
. . .
آمَنُوا »
.
المائدة / 56 .
( 1209 ) 79 / 4 « دوم » .
دستنوشت تا اندازهاى آسيب ديده است ؛ شايد : « دؤيم » ( ؟ ) هم بتوان خواند .
( 1210 ) 79 / 6 « ولايت فرموذ گردانيذ . . . » .
همين طور است در دستنوشت ، تنها با عدم تفاوت « ك » و « گ » در كتابت پيشينيان .
( 1211 ) 79 / 14 « [ را ] » .
به جهت لزوم معنائى ، افزوده شد . به معناى « براى ، از جهت » .
( 1212 ) 79 / 14 و 15
« إِنَّا نَحْنُ
. . .
لَحافِظُونَ »
.
الحجر / 9 .