نگر : يادداشت پيشين .
( 1114 ) 69 / 5 « آنانك ايمان آوردند » .
طبيعتا ترجمهء دقيقتر آنست كه « واوى » هم بر سر داشته باشد ، زيرا در عبارت شريف قرآنى « واو » در آغاز آيت بيامده .
ضمنا در دستنوشت ، در « آوردند » ، نقطهء نون در جاى خود گذاشته شده و دو نقطة هم زير آن نهاده شده .
( 1115 ) 69 / 7 « دنس » .
در دستنوشت به جاى دو فتحه سه فتحه گذاشته شده كه نابجا و بىمحلّ است ؛ سكون روى سين را هم خود كاتب گذاشته .
« دنس » : در تاج الأسامى چنين بيامده : « الدّنس : ريم تن . » ( ص 179 ) ؛ و در المختار من صحاح اللغة مىخوانيم : « الدّنس - بفتحتين - الوسخ . » ( ص 167 ) .
( 1116 ) 69 / 10 « شما را مىفرمايذ » .
اين عبارت در ترجمهء « يأمركم » آمده است .
پيشينگان « فرمودن » را به معناى « امر كردن » فراوان به كار بردهاند .
نمونه را ، نگر : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ، ص 251 .
( 1117 ) 69 / 11 « به خداوند » .
« خذاوند » را در ترجمهء « أهل » آورده است . سنج : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ، ص 301 .
( 1118 ) 69 / 11 « عثمان بن طلحة بن الحجبىّ » .
« الحجبىّ » در دستنوشت ، بىنقطهء حرف پيش از آخر ، كتابت گرديده ؛ تشديد هم روى همان حرف پيش از آخر نهاده شده است . ضمّهء حاء هم منقول از خود دستنوشت است .
چنان كه ديده مىشود در ضبط « الحجبىّ » ، تصرّف ما محدودست به نقطة گذارى حرف پيش از آخر و جابجائى تشديد .
نسبت « حجبي » به فتح حاء - با تشديد يا بىتشديد ياء - هم خوانده شده است . سمعانى گويد : اين صورت نسبت است به حجابت بيت اللّه و آنان جماعتي از بنى عبد الدّار باشند كه حجابت كعبه با ايشان است .
( نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « حجبي » ) .
لكن - چنان كه آمد - در دستنوشت ما به پيش حاء ضبط شده ؛ زين روى ما همين قرائت را در متن حفظ كرديم .
شايان ياد كردست « عثمان بن طلحة بن الحجبي » از « بنى عبد الدّار » بوده است - چنان كه شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - در تفسير خود ( چ شعرانى ، ج 3 ، ص 418 ) ياد مىكند . ( سنج : گفتهء سمعانى كه پيش ازين آورديم ) .
ضمنا نام او را نگر در : تاج التّراجم ، ج 2 ، ص 499 ؛ تفسير كنز الدّقائق ، ج 3 ، ص 434 .
( 1119 ) 69 / 13 « در رفت » .
« در رفتن » : داخل شدن ، وارد شدن .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 534
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٥٣٤