( 346 ) 13 / 26 « تقدير چنانست كى . . . » .
سنج : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 421 .
( 347 ) 14 / 1 « . . .
« ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ »
متابعت قبلهء تو نكنند . . . » .
از پايان « ما تبعوا » تا « تو » در دستنوشت بدرستى خوانده نمىشود . به سنجش پس و پيش و معنا ، چنين ضبط شد .
( 348 ) 14 / 2 « نكنى » .
در دستنوشت روشن نيست . به قرائت يقين ندارم .
( 349 ) 14 / 3 « قبلهء بعضى » .
« قبلهء » در دستنوشت روشن نيست و به حدس و قياس چنين ضبط شد .
( 350 ) 14 / 3 و 4 « ترسايان روى بمشرق مىآرند » .
« از دير باز ، سوى ( جهت ) در نماز و عبادات (
divineservice
) ميان أقوام سامى امرى دلخواه و اختيارى نبوده است .
اشارت بدين نكته را در كتاب اوّل پادشاهان باب هشتم ، 44 مىتوان يافت . آوردهاند كه دانيال نبى ( صحيفهء دانيال باب شانزدهم ، 2 ) سه نوبت در روز بسوى أورشليم ( كه تا به امروز قبلهء جهودان است ) نماز مىگزارد .
فرقهء اسنى ( ها )
Essenes
به جانب محلّ بر آمدن خورشيد نماز مىگزاردند و مسيحيان سرياني
syriac christians
نيز بهنگام عبادت روى به جانب شرق مىآوردند .
( نگر : مدخل «
KIBLA
» در
Shorter Encyclopaediaof Islam
) .
( از يادداشت دوست فرزانهام ، آقاى ابراهيم سپاهانى - سلّمه اللّه تعالى ) .
در مجمع البيان در تفسير آيات آغازين سورت آل عمران آنگاه كه از صلاة چند ترسا - در طّى ماجرايى - سخن گفته مىشود ، آمده است : « . . . فصلوا إلى المشرق . . . » ( ج 2 ، ص 695 ) . در گزارش همين ماجرا در « دقائق التّأويل » ( رويهء 65 دستنوشت ) آمذه : « روى سوى مشرق كردند و نماز بگزاردند » . باز در گزارش همين ماجرا در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - على اللّه تعالى مقامه - ( چ شعرانى ، ج 2 ، ص 435 ) آمده است :
« نماز خود بكردند روى بمشرق كرده » .
نيز ، نگر : تفسير سورآبادى ، چ عكسى ، جلد اوّل ، ص 170 ؛ و : الإختصاص ، الشّيخ المفيد ( ره ) ، صحّحه و علّق عليه على اكبر الغفّارى ، ص 114 .
( 351 ) 14 / 6 « [ آنگاه ] » .
در دستنوشت ، ترجمهء
« إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ »
چنين آمده است : « بدرستى كه تو از جملهء آنها باشى كى مضرّت رسانيذه باشند نفس خود را » . در اين ترجمه ، « إذا » ترجمه نشده است و لذا ترجمه مسلّما ناقص است .
بر اين پژوهندهء ناچيز پوشيده بود كه سهو از خود نويسنده است يا از كاتب ؛ ازين روى اگر مىخواستيم بنا بر قوانين عمومى نقد و تصحيح متون عمل كنيم ، بايد در متن هيچ نمىافزوديم ؛ لكن اهميّت موضع و موضوع ، اين اجازه را به پژوهنده نداد و بر همين بنياد « آنگاه » را در چنگك ، پس از واژهء « تو » افزوديم .