( 232 ) 6 / 14 و 15 « إمضاء امر » .
در دستنوشت : إمضاء آمر ؛ احتمالا كاتب ( عليه الرّحمة ) با بىدقّتى نوشته است و مراد اين بوده : إمضاء امر .
( 233 ) 6 / 16 « حديث صحيح » .
قدماي اماميّه خبر را به صحيح و غير آن تقسيم مىكردند و براى صحيح نزد آنان شرائطى بوده است و اجمالا خبرى را كه افراد مورد اطمينان و وثوق نقل كنند يا مقارن و معتضد به جهاتى باشد كه موجب وثوق گردد ، صحيح مىدانستند . ولى محدّثان اهل سنّت از دير زمان حديث را به سه نوع اصلى منقسم مىكردند :
صحيح و حسن و ضعيف .
اصطلاح مزبور با اضافهء قسم چهارمى بنام موثق ، از زمان سيّد بن طاوس يا علامهء حلّى بين اماميّه نيز معمول گرديد . شهيد ثانى و شيخ بهائي ، قسم پنجمى برين اقسام افزودهاند و آن حديث قوى است - رضوان اللّه عليهم أجمعين .
« صحيح » ، خبرى است كه سلسلهء سند آن توسّط رجالي موثّق و امامى مذهب به معصوم - عليه السّلام - متّصل گردد .
اهل سنّت و جمعى از اماميّه قيد عدم شذوذ و عدم علّت را به تعريف افزودهاند . بعضى چون بخارى ملاقات راوى با مروىّ عنه را هم شرط صحّت دانستهاند ولى اين شرط نزد مسلم و ديگران از اهل سنّت و نزد اماميّه معتبر نيست ، منتهى روايت شخصى از ديگرى ، ظهور در ملاقات و أخذ از وى دارد و وجود واسطه بين راوى و مروى عنه خلاف ظاهر است .
شافعى و سخاوي و به تبع آنان جمع ديگرى از پيشوايان اهل سنّت ، مذهب خاصّى را شرط قبول روايت ندانستهاند .
« صحيح » گاهى به حديثي كه سلسلهء راويان آن مذموم نباشند ، اطلاق گرديده است ، اگر چه مرسل يا منقطع باشد . گاهى هم صحيح بر حديثي كه سالم از طعن باشد اطلاق شده ، اگر چه مرسل يا مقطوع باشد يا بعض روات آن غير امامى باشد . نقل اجماع نمودهاند بر صحّت حديثي كه با شرايط صحّت از ابان بن عثمان يا ديگرى از اصحاب اجماع نقل شود با اينكه ابان خود فطحي مذهب است .
( نقل به گزينش و نگارش از : دراية الحديث ، كاظم مدير شانهچى ، دفتر انتشارات إسلامي وابسته به جامعهء مدرّسين حوزهء علميّهء قم ، صص 38 - 41 . ) ( 234 ) 6 / 16 و 17
« احفظوني في عترتي » .
در ترجمه و شرح فارسى شهاب الاخبار ( تصحيح محمّد تقى دانشپژوه ، ص 87 ) آمده است :
« احفظوني في عترتي ! فإنهم خيار أصحابي :
مرا نگاه داريد در آنكه حق فرزندان من نگاه داريد ! كه ايشان بهترين خويشان مناند . » راويان اين حديث ( چنان كه در چاپ استاد دانش پژوه ، ص 87 ، درون چنگك ) آمده است اينانند : عمر و ابو هريرة و انس بن مالك ( نيز : نگر : همان مأخذ ، ص و ) .
ضمنا نگر : بلابل القلاقل ، رويهء 64 از عكس دستنوشت آن - طبق شماره گذارى عكسى كه نزد ماست و چند صفحهاى از آغاز عكس در آن بىشماره است .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٠٦