كاشكى بيامذى و هر دينى كه بخواستى ما موافقت او كردمانى . . . ، كاشكى گوسفندى بوذى تا بر اين آتش بريان كرديمى . . . ، . . . . . 105 گفتنى است كه مانندهء « كردتى » كه علّامهء قزوينى ياد كرده است هم در دقائق التّأويل ديده مىشود :
اگر تو سيئّ الخلق بوذتى . . . ، . . . ( رويهء 109 از دستنوشت ) .
ناهمسازى فعلهاى پايه و پيرو در جمع و افراد
از ويژگيهاى دستورى خوراى دقّت كتاب ، اين است كه در يك جملهء مركّب ( متشكّل از : پايه و پيرو ) ، فعل جملهء پايه و فعل جملهء پيرو - كه هر دو ، مستقيما يا غير مستقيم ، راجع به يك « نهاد » مىباشند - از لحاظ جمع و افراد يكسان نيستند :
هر كس كى با امير المؤمنين و يازده فرزند او مخالفت كرد و قصد هلاك ايشان كرد ، كافر بوذند ، و . . . ( رويهء 77 از دستنوشت ) .
درخور نگرش است كه نهاد جمله « هر كس » است و مىدانيم كه در زبان فارسى فعل اين نهاد ، هم به ريخت مفرد و هم جمع ، به كار رفته . به اين هر دو ريخت در شاهنامه باز مىخوريم :
1 ) همى گفت هر كس كه او رستمست * و يا آفتاب سپيده دمست 106
2 ) گرفتند و بردند پويان به شهر * همى هر كس از رخش جستند بهر 107
شايد بتوان طرز كاربرد مورد بحث در كتاب ما ، دقائق التّأويل ، را سنجيد با عبارتى از تفسيرى بر عشرى از قرآن مجيد كه براى اسم جمع « خلق » هم فعل مفرد آورده و هم جمع :
و بعضى گفتند : آن روز كه سدّ يأجوج و مأجوج گشاده شود و ايشان بيرون آيند ، خلق اندر يك ديگر افتد ، ندانند كه كجا گريزند و چه كنند . 108
حذف فعل به قرينه
حذف فعل يا معين فعل ، به قرينهء لفظي - كه بسيارى از همروزگاران ما يا آئين آن را نمىدانند و يا از كاربست دانستهشان ناتوانند و ازين جهت آشفتگى و اضطرابى در زبان پديد آوردهاند - 109 در دقائق التّأويل ، به سامان و قاعدهء خويش ديده مىشود :
. . . و در قصّها عظمة جسم او گفتهاند و دران مبالغت كرده . ( رويهء 291 از دستنوشت ) .