واجب بوذ .
مصنّف كتاب گويذ : عجب دارم ازين طايفه كى قرآنرا بمراد خوذ تأويل و تفسير مىكنند مع آنك تأويل جايى كنند كى اگر به ظاهر حكم كنند محذورى و خللي لازم آيذ .
در معرض
« إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ »
كى كوذكان كتّابها 1488 معنى آن فهم كنند ، اين همه تأويلات بىكار 1489 چه حاجت ؟ پس مذهب حق آنست كى از رسول و امير المؤمنين - صلوات اللّه عليهما - روايت كرديم .
« فَاغْسِلُوا »
« فا » جواب ( 239 ) شرط است ، يعنى : « إذا » ، و آن متّصل است به غسل و مسح ؛ و « غسل » راندن آب بوذ بر عضو طهارت و بايذ كى اقتصار نكنذ در حالت آب راندن بر اعضا چنانك روغن مالذ ، كى آن مذهب اصحاب ابو حنيفه است .
« وُجُوهَكُمْ »
مراد شستن همه رويست ؛ و آن عبارتست از ما واجهت به غيرك 1490 و حدّ روى از رستنگاه موء سرست تا زنخدان ، و اين طول رويست ، و از گوش تا گوش عرض است .
« وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ »
و شستن دستها تا هر دو مرفق فرض 1491 ، و در مرافق خلاف كردهاند . شعبى و مالك و زفر و محمّد حسن و محمّد جرير برانند كى شستن مرفقين در وضو واجب نيست و « الى » درين موضع بمعنى حدّ و غايتست ، و گويند : دليل برين
« ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »
1492 است و شب در صوم داخل نيست ؛ و ساير فقها و اهل البيت - عليهم السّلم - برانند كى غسل مرافق واجب است ، و « الى » بمعنى « مع » است ، و حجّت ايشان برين قوله - تعالى - : ( 241 )
« وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ »
1493 و قوله :
« فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ »
1494 و قوله :
« مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ »
1495 ، و اين « الى » در كلّ آيات بمعنى « مع » است .
« وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ »
و مسح كنيذ بر سر ، و در مقدار مسح سر خلاف كردهاند . مالك و مزنى گويند 1496 : مسح همه سر در وضو واجبست ، و « با » در « برؤسكم » عموم را مىنهند ، چنانك در
« فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ »
1497 در حالت تيمّم ، و قوله :
« وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ »
1498 . ابو حنيفه گويذ 1499 : مسح ربع سر واجب بوذ . ابو يوسف گويذ : همه سر مسح بايذ كرد .
مصنّف كتاب گويذ : و العجب از ابو يوسف كى مسح همه سر واجب مىنهذ ! ، اگر