تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
- * - 2 -
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ .
آدمى را از خون بسته آفريد ! - * - 3 -
اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ .
بخوان و خداوند نيكوكار خود را - * - 4 -
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ .
آن خدائى كه به خامه در آموخت ! - * - 5 -
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ .
آدمى را آموخت آنچه نمىدانست - * - 6 -
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى .
آرى ، آدمى نافرمانى مىكند ! - * - 7 -
أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى .
چون خود را بىنياز بيند ! - * - 8 -
إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى .
همانا ، بازگشت تو بسوى خداوند است - * - 9 -
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى .
آيا كسى ( ابو جهل ) كه باز مىداشت ديدى ؟ - * - 10 -
عَبْداً إِذا صَلَّى .
باز مىداشت بنده را ( پيغمبر را ) كه نماز مىكرد ؟ - * - 11 -
أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى .
چه بينى ؟ آيا اين مرد ( ابو جهل ) به راه راست است ؟ - * - 12 -
أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى .
آيا امر به پرهيز از ناصواب و بدى مىدهد ؟ 13 -
أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى .
ببينى ( اى محمّد ) كه اين مرد تكذيب مىكند و از راستى برمىگردد ! - * - 14 -
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى .
آيا او نمىداند كه خدا مىبيند ؟ - * - 15 -
كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ
- * - 16 -
ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ .
او دروغ مىبندد ، نه چنين است ، اگر او از رسول اكرم باز نگشت ، موى سر او را گيريم ، موى پيشانى مرد دروغ‌زن بدكار را ! ( ابو جهل ) - * - 17 -
فَلْيَدْعُ نادِيَهُ .
( در آن حال ) ياران و خويشان خود را بخواند ! - * - 18 -
سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ .
ما هم فرشتگان عذاب را خوانيم - * - 19 -
كَلَّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ .
نه سزاوار است ، او را فرمان مبر و سجده كن ( سجدهء واجب ) و نزديك آى !

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 96 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
بنام او كه نامش آرامش مجلس ، و مدحش سرمايهء مفلس ؛ بنام او كه نامش دل افروز ، و مهرش جهان سوز ؛ بنام او كه نامش آئين زبان و خبرش راحت جان ؛ بنام او كه نامش نور ديدهء مؤمنان ، يادش آئين منزل مشتاقان ، يافتش فراغ دل مريدان ، مهرش انس جان محبّان ، حكمتش توتياى ديدهء عارفان و ذكرش مرهم جان سوختگان است . پير طريقت گفت : الهى ، دوستدار از زبان خاموش است ، ولى حالش همه زبان است ، وگر جان در سر دوستى كرد شايد ، كه دوست او را بجاى جان است ؛ غرق‌شدهء آب نبيند كه گرفتار آن است ! به روز چراغ نيفروزند كه روز خود چراغ جهان است .

سوره 96 آيه 1

1 -
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ .
آيه . خداوند خبر مىدهد از اوّلين وحى كه به مصطفى آمد ، آن ساعت كه جبرئيل در غار حرا ، خود را به او نمود و با وى آرام گرفت ، رسول خدا گفت : جبرئيل اول بار كه به من آمد مرا در بر گرفت و تنگ به خود دركشيد و نيك بماليد ! و بچسبانيد ! و باز رها كرد ! آنگاه دو بار ديگر همچنان كرد ! و حكمت در آن كار اين بود كه سه بار طبيعت بشريّت او را به عنصر ملكوتى مزاج داد ؛ آنگاه گفت : ( اى محمّد )
اقْرَأْ !
محمّد گفت : من نمىتوانم بخوانم ، اين كار سه بار تكرار شد ! بار سوّم جبرئيل گفت : بخوان بنام پروردگارت ! يعنى بگو ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) . اوّلين و آخرين آيه : در اوّلين آيه و سوره كه به پيغمبر نازل شده ميان مفسّران اختلاف است بعضى سورهء اقرأ بعضى سورهء مدثّر ، برخى آيهء ( بِسْمِ اللَّهِ ) را دانسته‌اند و جمع ميان همه روايتها اين است كه اوّلين آيه ، آيهء تسميت بوده است كه بعد از آن ، آيه‌آيه و سوره سوره نازل شده و آخرين آيه آيهء
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ
يا آيهء
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
تا آخر است .