8 -
وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ ما كانُوا خالِدِينَ .
ما فرستادگان پيشين را كالبدى نساختيم كه غذا نخورند و جاودان هم نمىماندند ( مانند ديگران كه نماندند ) .
9 -
ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ .
پس ايشان را وعدهء راست داديم و ايشان را برهانيديم و هر كرا خواهيم رهانيم و گزافكاران و گزافگويان را هلاك كرديم .
10 -
لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ .
ما كتابى بشما فروفرستاديم كه در آن ذكر شما و شرف شما است ، آيا اين منّت از من در نمىيابيد و به آن نمىنازيد ؟
11 -
وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ .
و چه بسيار شهرها كه پشت آن شكستيم كه مردان آن ستمگر و كافر بودند و از پس ايشان گروهى ديگر ساختيم !
12 -
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ .
پس چون عذاب ما حسّ كردند ، تك و گريز درگرفتند و پاى گريز جنبانيدند !
13 -
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ .
مدويد و پاى مجنبانيد و به ناز و تنعّم خويش و به جايگاههاى خويش بازگرديد تا مگر از شما پرسند ( و خراج براى آزادى شما خواهند و اين خطاب به كفّار يمن در برابر حملهء بختنصر است ) .
14 -
قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ .
گفتند : اى واى بر ما ، گناه ما را بود و ما ستمگرانيم .
15 -
فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ .
پس پيوسته بر خود ويل مىخواندند ( و حسرت داشتند ) تا آنكه ايشان را ريزريز كرديم مانند كاه پرپر شده و دروشده .
16 -
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ .
ما آسمان و زمين را و آنچه ميان آنها است ، بازيچه و بيهوده نيافريديم ( و زن و فرزند نخواستيم ) .
17 -
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ .
اگر ما مىخواستيم بازيچه سازيم و زن و فرزند گيريم ، مىگرفتيم از پيش خودمان اگر مىخواستيم چند كار مىكنيم !
18 -
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ .
ما بازى كن نيستيم بلكه راستى را بر كژى مىافكنيم تا آن را فروشكند ، كه كژى از راستى مىرمد ، و واى بر شما كه صفت زناشوئى و فرزند به خداى خويش مىدهيد !
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 21 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند قادر متعال ، صانع بىاحتيال ، در ذات و صفات بر كمال ، موصوف به وصف جمال ، كردگار است و بزرگوار ، دانا به هر كار ، پاك از انباز و بىنياز از يار ، خود بىيار و همه جهان را يار .
سوره 21 آيه 1
1 -
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ .
آيه . نزديك آمد وقت حساب بندگان ! و آنان در خواب غفلتند ، اينك رستاخيز با هيبت به آفريدگان روى نهاد ، درحالىكه آنها مست شهوتند ! و نيك مردان و جوان مردان به حقيقت آنانند كه از عرضهگاه و خطرگاه قيامت بترسند ، و از بيم حساب فردا ، امروز حركات و سكنات خود را بشمارند ، لباس مراقبت درپوشند و گوش به احوال و اعمال و اقوال خود دارند و ساحت سينه خود را از لوث غفلت پاك گردانند و بىاجازت شريعت يك گام ننهند و بىاذن حقيقت يك دم نزنند .