يقين ، خواص راست ، عين يقين خاص خاصان راست ، حقّ يقين پيمبران راست ، حقيقت حقّ يقين محمّد مصطفى راست . مرد به يقين مرد گردد ! يقين بايد به زبان رسد تا گوينده آيد ، به چشم رسد تا بيننده آيد ، به گوش رسد تا شنونده آيد ، به دست رسد تا گيرنده آيد ، به پاى رسد تا رونده آيد .
مصطفى گفت : عيسى بر روى آب برفت و اگر يقينش زيادت بودى بر هوا برفتى ! عارفى گفت : حضرت ، اين اشارت به خود كرده ، يعنى شب معراج كه ما بر هوا مىرفتيم از كمال يقين بود !
سوره 20 آيه 135
135 -
قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا .
آيه . ارباب تفرقه منتظر و چشمبهراه حادثات روزگار و پيشآمدهاى شبانهروزند و به آنچه كه ستارگان و طبيعت موجب و باعث آن مىشوند چشم دارند ! ولى ارباب جمع انتظار قسمت ازلى و مقدّرات خود دارند پس اينان در روح توحيد و آنان در تاريكيهاى شرك هستند !
سورهء - 21 - انبياء - ( مكّى ) 112 آيه
تفسير لفظى [ آيات 1 الى 18 ]
جزو هفدهم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند بخشندهء مهربان .
1 -
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ .
موقع رسيدگى به حساب مردمان نزديك است و آنان از بىآگاهى از حساب و از روز حساب رو گردانند !
2 -
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ .
به ايشان سخنى نو فرستاده از خداوند نرسد مگر آنكه مىشنوند و آن را بازى مىپندارند و با آن بازى مىكنند !
3 -
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ .
دلهاى ايشان به كارهاى لهو مشغول و با يكدگر به راز گفتگو دارند و كسانى كه ستم كردند ( كافران ) گفتند :
اين كس هم مانند شما است ، آيا شما جادوى او را خواهيد پذيرفت ؟ درحالىكه شما چشم داريد و مىنگريد !
4 -
قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ .
بگو اى محمّد ، پروردگار من هر گفتنى كه در آسمان و زمين گويند مىداند و او است شنوا و رهنما به همه چيز .
5 -
بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ .
بلكه گفتند ( آن سخنان ) از خوابهاى پراكنده و باطل است ( بعد گفتند ) نه ، سخن از خود ساخته است ( بعد گفتند ) نه ، شاعر است ! بايد براى ما نشانى آورد چنان كه فرستادگان پيشين آوردند !
6 -
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ .
پيش از آنها اهل شهرى كه ما آنان را هلاك كرديم ايمان نياورند ، آيا پس اين مردم ( بزرگان قريش ) ايمان مىآورند ! ؟
7 -
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ .
ما پيش از تو ( براى راهنمائى ) نفرستاديم مگر مردانى كه وحى ( پيغام ) به آنها مىفرستاديم ، پس شما اى مردم اگر نمىدانيد از اهل سخن و پيغام و دانش بپرسيد ! ( كه پيغمبران آنان هم بشر بودهاند ) .