تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
2 -
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً .
( اين است ) قرآنى كه راه راست مىنمايد ، پس ما به آن گرويديم و هرگز بر پروردگار خود كسى را انباز نگيريم . 3 -
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً .
و اينكه خداى ما پاك‌تر و بزرگوارتر است از اينكه همسر يا فرزند گيرد . 4 -
وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً .
و اينكه آن سفيه بىخرد ما بر خداوند دروغ مىگفت . 5 -
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً .
و اينكه ما چنان پنداشتيم كه آدمى و پرى هرگز بر خداوند دروغ نگويد ! 6 -
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً .
و اينكه مردمانى از انس به مردانى از پريان پناه مىبردند ( از آسيب بدان آنها ) پس پريان را فريب و غلطكارى افزودند ! 7 -
وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً .
و پريان چنين پنداشتند چنان‌كه شما پنداشتيد كه هرگز خداوند كسى را مبعوث نخواهد كرد و پيغام نخواهد فرستاد ! 8 -
وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً .
و اينكه ما در آسمان جستجو كرديم پس آن را پر از گوشوانان و نگاهبانان پرزور و شاخه‌هاى آتش ( تير شهاب ) يافتيم . 9 -
وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً
و اينكه ما به روزگاران پيشين نشستن‌گاهها در آسمانها براى شنيدن داشتيم ، ليكن امروز هركس نيوشد ( گوش دهد ) شاخهاى آتشين و گوشوان بيند و يابد ( كه آنها نگاهبان هستند ) . 10 -
وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً .
و اينكه ما نمىدانيم كه آيا به اهل زمين بدى خواسته‌اند ، يا پروردگارشان نيكى و رشد آنها را خواسته است ؟ « 1 » 11 -
وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً .
و اينكه از ما گروهى نيكان و شايستگانند و از ما جز اينان بودند ، و ما دسته‌دسته ( جوك جوك ) در كيش و در كردار از هم جدا بوديم ) . 12 -
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً .
و اينكه ما پنداشتيم كه هرگز از خداوند در زمين پيش ننشينيم و او را عاجز نسازيم و هرگز نتوانيم كه از او بگريزيم ! 13 -
وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً .
و اينكه ما چون پيغام راست شنيديم ايمان آورديم و هركس كه به پروردگارش ايمان آورد ، هرگز از كاستن خرد و گرفتار شدن به گناه و ناتوانى به كار نترسد ! 14 -
وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً .
و اينكه
هامش
( 1 ) - گروهى از پريان يمن كه يهودى بودند در آسمانها گوش به شنيدنىها مىدادند و بر آنها مىافزودند و دروغ مىساختند تا آنكه ناگهان دوچار تير شهاب شده و از آسمانها به زمين آمدند و از ابليس سركردهء خود علت را جويا شدند و به دستور او همه جا را جستجو كردند تا به زمين تهامه رسيدند و در بازار عكاظ پيغمبر را ديدند كه با پيروان خود نماز بامداد مىگزارد و قرآن را آنجا شنيدند و دانستند كه آن پيغام و سخن خداوندى مانع استراق سمع آنها شده است .