89 -
أَ فَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً .
آيا نمىبينند كه آن گوساله سخن آنها را پاسخ نگويد ؟ و ايشان را نه سود رساند و نه زيان و نه گزند !
90 -
وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي .
هارون از پيش از بازگشت موسى به آنها گفته بود كه اى قوم : شما به اين كار ( از سوى خداوند ) آزموده شديد و در تباهى و گمراهى افكنده شديد و خداوند رحمن است و بخشنده ( نه گوساله ) پس مرا پيروى كنيد و اطاعت امر مرا بنمائيد .
91 -
قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى .
گفتند : ما به گوسالهپرستى مىمانيم تا موسى بسوى ما بازگردد ! ( و همهء آن جماعت جز 12 هزار نفر بقيه يك هفته تمام گوسالهپرست شدند تا موسى آمد ) .
92 -
قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا .
موسى گفت : اى هارون چه بازداشت تو را وقتى ديدى آنها گمراه شدهاند ؟
93 -
أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي .
كه بر پى من نرفتى و آنان را باز نزدى ! آيا از فرمان من سركشى كردى ؟
94 -
قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي .
هارون گفت : اى پسر مادر من « 1 » ريش و سر مرا مگير من ترسيدم ( چون بازگردى ) گوئى بنى اسرائيل را دو گروه كردى ! و سخن مرا نگاه نداشتى !
95 -
قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ .
پس موسى گفت : اى سامرى اين چه كارى بود كه كردى ؟
96 -
قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي .
سامرى پاسخ داد : من ديدم آنچه را كه شما نديديد و ندانستيد ، من مشتى از خاك پى ستور جبرئيل برگرفتم و آن را در زر گداخته ريختم و نفس من چنين مرا برانگيخت ( كه آن را خداى تصور كنم ) .
97 -
قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً .
موسى گفت : پس دور شو كه تا زنده باشى تو را از مردم دورى و جدائى است و تو را وعدهگاهى است كه خلاف آن نكنى ! و خداى ساختگى خود را كه به او باز نشستى بنگر كه آن را مىسوزانيم تا خاكستر گردد ، آنگاه آن را در دريا پراكنده كنيم پراكندگى كامل !
98 -
إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً .
همانا خداى شما همان خداى يگانه است كه نيست خدائى مگر او و دانش او به همه چيز و همه جا رسيده است !
99 -
كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَيْناكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْراً .
بدينگونه ( اى محمّد ) ما داستان گذشته براى تو قصّه مىكنيم و ما تو را از نزد خود ( قرآن ) ياد داديم ( كه پيوسته ما را ياد كنى ) .
100 -
مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً .
هركس از ياد قرآن رو گردان شود ، روز رستاخيز بار سنگينى بدوش دارد !
101 -
خالِدِينَ فِيهِ وَ ساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا .
و آنان در آن بار گران جاويدند و روز رستاخيز براى آنها بارى بد و گران خواهد بود !
هامش
( 1 ) خطاب به ( پسر مادر ) يا از جهت آنست كه از پدر جدا بودند يا از جهت آنكه نام مادر بيشتر عاطفهء محبت را جلب و موسى موى سر و ريش او را رها مىكند .