78 -
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ .
( پس از شب روى قوم موسى ) فرعون با سپاه خويش آنان را دنبال كرد و بر ايشان آمد آنچه در دريا آمد ( كه همگى تلف شدند ) .
79 -
وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَ ما هَدى .
فرعون قوم خود را در آب برد و بيرون نياورد و آنان را گمراه كرد و راه رهائى نيافت !
80 -
يا بَنِي إِسْرائِيلَ قَدْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ واعَدْناكُمْ جانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى .
اى فرزندان اسرائيل ، ما شما را از دشمنان نجات داديم و شما را به آن سوى كوه طور وعده داديم ( و براى غذاى شما ) ترنجبين و مرغ بلدرچين فروفرستاديم .
81 -
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى .
بخوريد از اين روزيهاى پاك و حلال كه به شما داديم و در برابر اين نعمتها نافرمان و ناآزرم مباشيد كه خشم من بر شما گشاده شود ! كه هركس خشم من بر او گشاده شود ، البته او فروافتاده است .
82 -
وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى .
من آمرزگارم كسى را كه توبه كند و ايمان آورد و كار نيكو كند ، آنگاه به راه راست رود .
83 -
وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى .
خداوند فرمود : چه شتابانيد تو را از قومت كه با تو به كوه طور آمدند و تو از آنها جلو افتادى ؟ اى موسى ؟
84 -
قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى .
موسى گفت : اينك ايشان در پى من هستند و من شتابيدم بسوى تو پروردگار من تا از من خشنود شوى !
85 -
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ .
خداوند فرمود : ما قوم تو را بعد از بيرون آمدن تو از ميان ايشان آزموديم و سامرى آنان را گمراه كرد .
86 -
فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً .
موسى به قوم خويش بازگشت درحالىكه سخت خشمگين و غمگين بود .
قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي .
موسى گفت : اى قوم ، آيا من از جانب خداوند وعدهء نيكى به شما ندادم ؟ آيا درنگ من بر شما دراز گشت ؟ يا خواستيد كه خشم از خداوند بر شما فرود آيد كه وعدهء مرا خلاف كرديد ؟
87 -
قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْناها فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ .
گفتند ما وعدهء تو را به ميل و توان خويش خلاف نكرديم ، لكن ما لختى بار از زيورهاى عاريتى قوم داشتيم ( كه بر ما حرام بود ) در آتش ريختيم كه بگدازد و نابود شود و سامرى هم آنچه داشت در آتش افكند و از خاكى كه در دريا از پى اسب جبرئيل گرفته بود در آنها ريخت « 1 » !
88 -
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِيَ .
و ايشان را از آن زرها ، گوسالهاى پديد آورد كه كالبدى زرّين و بانگ گاو داشت ، پس از آن گفتند اين خداى شما و خداى موسى است پس موسى راه رسيدن به حقّ را ندانست ! يا سامرى فراموش كرد كه گوساله خدا نمىشود !
هامش
( 1 ) برخى گويند سامرى گاوپرستى بود منافق از ده ( پاكروان ) برخى ديگر او را گاو مانندى از اهل ( كرمان ) نوشتهاند ، بعضى او را يكى از بزرگان يهود مىدانند كه نام او ( سامره ) بوده ! و بعضى ديگر او را از خويشان موسى دانستهاند ! كه زرگرى مىدانسته و عهده بر گوينده است !