است و فرشتهء دست چپ ، فرشتهء عدل ! و چنان كه فضل بر عدل سالار است ، فرشتهء دست راست هم بر فرشتهء دست چپ سالار است ! فرشتهء دست راست امير است و هر نيكى را ده برابر مىنويسد ولى فرشتهء دست چپ مأمور است و هر بدى را يكبار مىنويسد ! آن هم بدينگونه كه فرشته دست راست به او گويد : هفت روز بگذار و گناه و بدى او را منويس تا مگر بنده عذرى بخواهد و توبه كند !
لطيفه : اين همه لطف خداوند نسبت به بندگان نتيجهء حكمى است كه در ازل كرد كه فرمود : رحمت من بر خشم من پيشى دارد . از اين شگفتتر آنكه بنده گناه مىكند ، از سوى خداوند فرمان آيد كه پردهء ايمان وى دركشيد تا گناه او مغلوب ايمان او گردد ! آنگاه كه از بسيارى گناه و نافرمانى بندگان پردهء ايمان بهم نمىآيد و همه گناهان را نمىپوشد ! فرمان آيد كه پردهء كرم مرا دركشيد تا همهء گناهان را پوشد !
تفسير لفظى [ آيات 19 الى 45 ]
19 -
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ .
سختى مرگ و حالت جان كندن به حكم حق و به راستى و درستى آمد ( كه نيكوكار به بهشت و گناهكار به دوزخ رود ) اين مرگ است كه تو ( اى بنده ) از آن يك عمر دورى مىكردى !
20 -
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ .
در بوق ( اسرافيل ) دميده شد ، اين است روز موعود ( كه از آغاز دنيا به آن وعده داده شده ) .
21 -
وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ .
هركسى در رستاخيز بيايد درحالىكه با او رانندهايست ( به بهشت يا دوزخ ) و گواه كه گواهى كفر كافر يا ايمان مؤمن دهد !
22 -
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
( به او گويند ) تو از اين رستاخيز در غفلت و ناآگاهى بودى ، ما پردهء غفلت تو را از تو بركشيديم كه چشم تو امروز تيزبين است !
23 -
وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ .
فرشتهء نگهبان و مراقب او گويد : اين است آنچه نزد من از كارهاى او ساخته و كوشيده و نوشته شده !
24 -
أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ .
( آنگاه به دو فرشتهء چپ و راست او فرمان آيد ) كه همهء كافران شوخ گردنكش را در دوزخ اندازيد !
25 -
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ .
( همان كافران ) بازدارندهء از كار نيك و از گرويدن به خدا ، و از اندازه درگذراندهء به ايمان و شكدار در آن !
26 -
الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَأَلْقِياهُ فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ .
همان كسى كه با خدا خدايان ديگر مىجويد و مىپرستد ، پس او را در عذاب سخت بيفكنيد .
27 -
قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ .
ديو وهم كار او گفت :
پروردگارا ، من او را به نافرمانى و گزافكارى نگذاشتم بلكه خود او در بيراهى دورى بود !
28 -
قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ .
خداوند فرمايد : نزد من جنگ