46 -
قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى .
خداوند فرمود : مترسيد ، من با شما هستم ، مىشنوم و مىبينم .
47 -
فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى .
پس بسوى او رويد و گوئيد كه ما فرستادهء پروردگار تو هستيم ، بنى اسرائيل را با ما فرست و آنان را آزار مكن ، ما نشانهاى از خداى براى تو آوردهايم ، و درود ( و رستگى ) بر كسى باد كه به راه راست رود .
48 -
إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا أَنَّ الْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى .
آنها به فرعون گفتند : بما رسيده است كه عذاب بر آن كس است كه راستى را دروغ شمرد و از پذيرفتن برگردد .
49 -
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى .
فرعون گفت : خداى شما كيست ؟ اى موسى .
50 -
قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى .
موسى گفت : خداى ما كسى است كه هر چيزى را آفرينش بداد ، پس از آن هدايت كرد ( و در دل كسان افكند كه نيرو از كجا جويد و از دشمن چگونه پرهيزد و به مادر چون رسد ؟ ) .
51 -
قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى .
فرعون گفت : پس كاروبار گروهان پيش چيست ؟
52 -
قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى .
موسى گفت : دانش آن نزد خداوند من است در كتابى كه هيچ چيز فرونگذارد و گمراه نشود و فراموش نكند !
53 -
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى .
آن خدائى كه زمين براى شما بنگاه و آرامگاه كرد و براى شما در زمين راهها ساخت و از آسمان آبى فرستاد كه ما از زمين به وسيلهء آن گياههاى پراكنده بيرون آورديم .
54 -
كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى .
( و خداوند فرمود : ) بخوريد و ستوران خويش را بچرانيد كه در اين كارها نشانيها مر زيركان و خردمندان است .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 20 آيه 25
25 -
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي .
آيه . موسى چون دل بر آن نهاد كه به فرعون شود ، از خداوند مدد خواست و گفت :
خدايا ، سينهء مرا گشادهدار ، موسى چون بخواست ، خداوند هم به او داد !
موسى شرح صدر خواست نه شرح قلب ، ازآنجهت كه حرج و تنگى به سينه رسد نه به دل ، صدر ديگر است و قلب ديگر ! صدر در خبر است و قلب در نظر ، صدر در هيبت است و قلب در سرور مشاهدت ! با دوام انس و لذّت نظر و حصول مشاهدت ، حرج و ضيق كجا در گنجد ؟
سوره 20 آيه 27
27 -
وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي .
آيه . آوردهاند كه گرهء زبان موسى از آن سبب بود كه خداوند محبّت وى را در دل آسيه ( زن فرعون ) و فرعون انداخته بود ، چنان كه يك ساعت ايشان را از ديدار وى شكيبائى نبود . روزى در دامن فرعون نشسته بازى مىكرد و فرعون در روى وى مىخنديد ، موسى دست فرا كرد و موى صورت فرعون را بگرفت و چند بار از آن بركند ! فرعون را خشم گرفت و جلّاد را گفت تا او را هلاك كند ! آسيه گفت : كودك است چه داند ؟ و ياقوت از آتش نشناسد . فرعون براى آزمايش امر داد ياقوت و آتش را آوردند . موسى به الهام خدائى ، آتش برداشت و بر زبان زد ، زبانش بسوخت و از مرگ نجات يافت و اين گرهء زبان وى از آن سبب بود !
لطيفه : موسى در مقام مناجات ، مست شراب شوق گشته ، درياى مهر در باطن وى به موج آمده ، همىترسد كه مناجات به سر آيد و سخن بريده گردد ، همى پيوسته در سخن و پرسش آويخته بود كه از پس هر سؤالى پرسش ديگر مىكرد تا آنجا كه گفت :
سوره 20 آيه 32
32 -
وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي .
آيه . تا آنجا كه خداوند ، درد عشق و سوز شوق وى را اين مرهم برنهاد كه فرمود : سؤال تو را اجابت كردم ، و هرچه خواستى دادم و هرچه خواهى مىدهم و محبّتى از خود بر تو القا كردم و گويم نترس كه تو در امان هستى آنگاه فرمود :