تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بچه‌ها ، بيوه‌كنندهء زنها هستم ! رابعه گفت : چرا همه‌اش از بدى خودت گفتى ؟ چرا نمىگوئى : من رسانندهء دوست به دوست هستم ؟ از سفيان ثورى نقل كنند كه هر وقت مسافرى به او مىرسيد و به او مىگفت كارى و پيغامى ندارى ؟ در جواب مىگفت : اگر جائى به مرگ رسى درود ما برسان و بگوى :
گر جان به اشارتى بخواهى ز رهى * در حال فرستم و توقف نكنم
بلال حبشى در حال نزع بود عيالش مىگفت : وا حزناه ! بلال گفت چنين مگوى و بگو : وا طرباه ! فردا به ديدار دوست خواهم رسيد ! و زبان حال چنين بود :
آن شب كه رخ تو شمع كاشانهء ماست * خورشيد جهان فرو ز پروانهء ماست
97 -
قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ . . . :
بگو ( اى پيغمبر ) قرآن كه جبرئيل از جانب ربّ جليل فرود آورد هم روح و ريحان است و هم شفاى دل بيماران ! و هم رحمت مؤمنان - هرگه كه آيت حلال و حرام و بيان شرايع و احكام آوردى به صورت بشر بودى ! و هرگاه كه حديث محبّت و صفت عشق و رموز دوستى بودى به صورت فرشته درآمدى ! 98 -
مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ . . . :
خداوند به عزّت و جلال خود فرشتگان را نيابت مىدهد و مىنوازد و رقم تخصيص مىكشد و مىگويد هركس دشمن آنها است ما او را دشمنيم و در حق اولياء حق مىفرمايد : هركس آنان را اذيت كند با ما به محاربه برخاسته است . 101 -
وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . . . :
خداوند شكايت مىكند از آن جهودان و جهانيان را آگاه مىكند از ستيز و دشمنى آنان چنان كه ابتدا به مردم مكّه مىگفتند وقت آنست كه پيغمبرى از ميان شما ظاهر شود و بارها مىگفتند : خداوندا ، آن پيغمبرى كه در كتاب ما به آن خبر داده‌اى بيرون آر تا ميان ما و ميان مردمان كار برگزارد و حكم كند و كافران عرب را از ما بازدارد ! ولى چون او را ديدند كافر شدند و به ستيز و دشمنى برخاستند و صفات او كه در تورات بود پس پشت انداختند و قرآن او را جادو و سحر خواندند و خداوند در اين آيت از كردار بد ايشان شكايت مىكند !

[ آيات 111 - 104 ]

( تفسير لفظى )

104 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ .
اى كسانى كه ايمان آورديد نگوئيد مراعات كن بگوئيد نظر كن و بشنويد آنچه بشما مىگويم و بدانيد كه مر كافران را عذابى است دردناك ! 105 -
ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ .
نه آنان كه از اهل كتاب هستند و كافر شدند و نه شرك‌آورندگان ، دوست مىدارند كه خداوند شما ، بر آنها نيكوئى و پيغام بفرستد درحالىكه خداوند هركس را سزاوار و شايسته بداند براى او رحمت مىفرستد چون او صاحب فضل بزرگ و بزرگوار است . 106 -
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
هر آيتى از قرآن كه منسوخ كنيم يا به فراموشى سپاريم بهتر از آن يا مثل آن خواهيم آورد آيا تو نمىدانى كه خداوند بر هر چيزى توانا است ؟