78 -
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً .
( اى محمّد ) هنگام برگشتن آفتاب تا تاريكى شب نماز بهپاى دار و در بامداد هم نماز را بهپاى دار كه نماز و قرآن بامداد نزد فرشتگان كه روز و شب در آنجا حاضرند مشهود است .
( تفسير ادبى و عرفانى )
70 -
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ .
آيه . خداوند ، تهنيتى بزرگوار و تشريفى تمام و كرامتى بزرگ بر فرزند آدم كرد كه در به دو كار با ايشان پيمان بست و به صفت لطف خود آنان را مورد خطاب قرار داد و با ايشان پيمان دوستى بست و خلعت تمام داد و آنان را به دانش و خرد و هوش و سخن و فرهنگ بياراست ، و ظاهر را به توفيق مجاهدت و باطن را به تحقيق مشاهدت آراست و معرفت از ايشان دريغ نداشت و در رحمت و كرامت خويش بر ايشان گشود ، و آنان را بر بساط مناجات بداشت تا هرگاه كه خواهند او را خوانند و از او خواهند و با او راز گويند .
لطيفه : از همان تكريم خداوندى است كه پيش از سؤال ، ايشان را كرامت داد ، و پيش از استغفار آنان را بيامرزيد و باز از آن تكريم است كه در ميان همهء آفريدگان ، ايشان را به مهر و محبّت مخصوص گردانيد ، و آنچه به فرشتگان نداد ايشان را داد ، و آنچه با كرّ و بيان و روحانيان نگفت با ايشان گفت !
پير طريقت گفت : خدايا ، معنى دعوى صادقانى ، فروزندهء نفسهاى دوستانى ، آرام دل غريبانى ، چون در ميان جان حاضرى ، از بىدلى مىگويم كه كجائى ، زندگانى جانى و آئين زبانى ، به خود از خود ترجمانى ، به حقّ تو بر تو كه ما را در سايهء غرور ننشانى و به وصال خود رسانى .
اينكه تكريم همهء بنىآدم كرد و مقيّد به ايمان و عبادت نفرمود از اين سبب است كه كرامت لطف خود را با بندگان در سايهء اعمال و اجتهاد و ايمان آنان نهبست ، تا دانسته شود كه نوازش خداوندى بىعلّت است و تكريم او بىعوض ! به خواست خود نوازد نه به طاعت بندگان ! به فضل خود عطا دهد نه به جهد ايشان ، بندهء كه كرامت حقّ يافت نه از آن جهت بود كه طاعت داشت ، بلكه طاعت از آن داشت كه كرامت حقّ يافت ! و نه دعاى بنده ، حقّ را بر اجابت داشت ، بلكه اجابت حقّ بنده را بر دعا داشت ، و بنده كه حقّ را يافت نه از طلب يافت بلكه طلب از يافتن يافت .
. . . وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ .
آيه . مركب عوام در دشت و دريا ديگر است و مركب خواص ديگر ! در مركب عوام دوست و دشمن و خودى و بيگانه همه در آن يكسانند ! ليكن مركب خواص ، از سليمان باد است و از مصطفى معراج ! و از دوستان و نزديكان در آخرت ، رحمت الهى است .
. . . وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ .
آيه . روزى پاك بندگانى را راست كه به دل از خدا غافل نباشند و آن روزى است كه بىخواستن بندگان ، به آن مىرسند .
. . . وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا .
آيه . خداوند عادل ، دانايان را بر نادانان برترى داد و اولياء حقّ را به معرفت او بر ديگر بندگان فزونى بخشيد .
71 -
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ .
آيه . اين آيت بشارتى بزرگ و تهنيتى تمام است كه خداوند امّت محمّد را با پيغمبر خويش بازخواند ، پيغمبرى كه خلقش عظيم و درجتش رفيع و امّت را شفيع خواهد بود و اگر آنها را به كتاب خواند ، كتاب آنها قرآن كريم است و نور مبين و از خداى كريم به رسول كريم است و مؤمنان را تذكرت و دوستان را تبصرت است .
مصطفى فرمود : چون روز رستاخيز شود همه امّت اسلام با پيشوايان خود گرد هم آيند و باهم به بهشت روند در آن روز همه