28 -
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .
كسانى كه فرشتگان آنها را مىميرانند ، ستمكاران بر نفس خويش هستند و خويشتن در دست فرشتگان بيفكنند و گويند : ما هرگز بدى نكرديم ! آرى ، خداوند به همهء آنچه كردند آگاه و دانا است .
29 -
فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ .
پس به آنها گفته مىشود كه : درآئيد از درهاى دوزخ و در آن جاودان بمانيد ، كه بد بازگشتى است براى گردنكشان !
( تفسير ادبى و عرفانى )
10 -
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً .
آيه .
( هُوَ )
اشاره به ذات خداوند و
( الَّذِي )
اشاره به صفات او و
( أَنْزَلَ )
اشارت به افعال او است ، تا بدانى كه خداوند هم ذات است هم صفات و هم افعال . در ذات قديم ، در صفات كريم ، در افعال حكيم . در ذات بىشركت ، در صفات بىشبهت ، در افعال بىعلّت . بنده نظارهء صنع وى كند ، پس از صنع نظارهء صفات و پس از آن نظارهء ذات كند . اين است مقام و روش سالكان و درجات معرفت عارفان . در نظارهء صنع تفكّر بايد ، در نظارهء صفات علم بايد ، در نظارهء ذات تذكّر بايد . كه : خداوند ابتدا فرمود :
لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ .
بعد از آن فرمود :
لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .
سپس فرمود :
لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ .
كه با اين ترتيب معرفت حاصل مىشود : اوّل - تفكّر ، بعد علم ، بعد تذكّر در سايهء دوام علم . پس نخست آدمى فكر مىكند و نظرى از روى فكر اتّخاذ مىكند ( به شرطى كه در نظرش خللى نباشد ) در صورت درستى نظر ، تحصيل علم بر او واجب مىشود ( فرقى ميان علم و عقل در اينجا نيست ) پس از آن نظر را ادامه مىدهد و آن تذكّر است و يادآورى آنچه كه گفته است .
14 -
وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ .
آيه . از روى ظاهر آيت ، خداوند درياهاى زمين را مسخّر خلق گردانيد تا كشتى دران روان سازند و سودها برند . امّا از روى باطن ، خداوند در نفس آدمى درياها را آفريده كه انسان در آن غرق گرديده : يكى درياى شغل ، ديگرى درياى غم ، ديگرى درياى حرص . چهارم درياى غفلت ، پنجم درياى تفرقت و جدائى . و اين درياها را كشتىها است ، هركه در كشتى توكّل نشيند از درياى شغل به ساحل فراغت رسد ، و هركه در كشتى رضا نشيند از درياى غم به ساحل امن رسد ، هركه در كشتى قناعت نشيند از درياى حرص به ساحل زهد رسد ، و هركه در كشتى ذكر نشيند از درياى غفلت به ساحل بيدارى و آگاهى رسد ، هركه در كشتى توحيد نشيند از درياى تفرقت و جدائى به ساحل جمع و اتّحاد رسد .
17 -
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ .
آيه آفريده هرگز چون آفريدگار كى بود ؟ كرده هرگز به كردگار كى ماند ؟
در همه جا خدا است كه يگانه و يكتا است . در ذات بىشبهه ، در قدر بىنظير ، در صفات بىهمتا ، خالق را به مخلوق شبيه دانستن خطا است ، و راه تشبيه راه جفا است . امّا اثبات صفات ، تشبيه نيست و تقديس در نفى صفات ، جز مذهب ابليس نيست ، از هست گفتن تشبيه نايد ، بلكه از مانند گفتن تشبيه آيد ، هركه تشبيه كرد كافر است ، چنان كه چون نيست گفت ، كافر است . هركه خدا را مانند خويش گفت ، او خدا را هزار شريك بيش گفت ! هركه صفات او را تعطيل كرد او خود را در دو گيتى ذليل كرد !
19 -
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ .
آيه . در اين آيت تخويف ارباب زلّت و تشريف اصحاب طاعت است ، مىگويد : بر ما هيچ پوشيده نيست نه زلّت عاصيان نه طاعت مطيعان ، فردا هركسى را به سزاى خود رسانيم و جزاى خود دهيم .
20 -
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ .
آيه . دليل است كه از آفريده آفرينش درست نيايد ، پس آدمى اگرچه او را حيات و تميز است ليكن آفريدن نتواند و اين دليل است بر اينكه كارهاى آدمى كار خدا است بخلاف عقيدهء قدرىها . پس چون آدمى با حيات و تميز ، آفريدن نتواند ، بتان بىحيات و بىتميز اولىتر نتوانند ! و خداوند آنها را اموات غير احياء مىنامد .
[ آيات 40 - 30 ]
( تفسير لفظى )
30 -
وَ قِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ